better-dressed than
بهتر لباس پوشیده
better-dressed always
همیشه بهتر لباس پوشیده
better-dressed woman
زنی که بهتر لباس پوشیده
better-dressed people
افرادی که بهتر لباس پوشیدهاند
being better-dressed
بهتر لباس پوشیدن
looked better-dressed
به نظر میرسد بهتر لباس پوشیده
better-dressed now
هماکنون بهتر لباس پوشیده
better-dressed here
در اینجا بهتر لباس پوشیده
better-dressed man
مردی که بهتر لباس پوشیده
better-dressed child
کودکی که بهتر لباس پوشیده
she was better-dressed than anyone else at the party.
او بهترین لباس را در جشن داشت.
he looked much better-dressed in a suit than jeans.
او با یک آستین بهتر به نظر میرسید تا شلوار جین.
the bride was significantly better-dressed than the bridesmaids.
خانم اول به طور قابل توجهی از دامادها بهتر لباس پوشیده بود.
even casually, she's always better-dressed than me.
حتی در حالت رسمی، او همیشه بهتر لباس پوشیده از من است.
the actors were better-dressed for their roles in the play.
بازیگران برای نقشهایشان در نمایش بهتر لباس پوشیدند.
he felt better-dressed and more confident in the new suit.
او احساس میکرد که با آستین جدید بهتر لباس پوشیده و اعتماد به نفستر است.
the guests were better-dressed for the formal gala event.
مدعوین برای رویداد گالا رسمی بهتر لباس پوشیدند.
she's always better-dressed and put-together for any occasion.
او همیشه برای هر موقعیت بهتر لباس پوشیده و مرتب است.
the models were better-dressed showcasing the latest collection.
مدلها با لباس بهتر جدیدترین جمعآوری را نمایش دادند.
he was better-dressed for the interview than i expected.
او برای مصاحبه بهتر لباس پوشیده از آنچه من انتظار داشتم.
the staff were better-dressed and more professional overall.
کارکنان به طور کلی بهتر لباس پوشیده و حرفهایتر بودند.
better-dressed than
بهتر لباس پوشیده
better-dressed always
همیشه بهتر لباس پوشیده
better-dressed woman
زنی که بهتر لباس پوشیده
better-dressed people
افرادی که بهتر لباس پوشیدهاند
being better-dressed
بهتر لباس پوشیدن
looked better-dressed
به نظر میرسد بهتر لباس پوشیده
better-dressed now
هماکنون بهتر لباس پوشیده
better-dressed here
در اینجا بهتر لباس پوشیده
better-dressed man
مردی که بهتر لباس پوشیده
better-dressed child
کودکی که بهتر لباس پوشیده
she was better-dressed than anyone else at the party.
او بهترین لباس را در جشن داشت.
he looked much better-dressed in a suit than jeans.
او با یک آستین بهتر به نظر میرسید تا شلوار جین.
the bride was significantly better-dressed than the bridesmaids.
خانم اول به طور قابل توجهی از دامادها بهتر لباس پوشیده بود.
even casually, she's always better-dressed than me.
حتی در حالت رسمی، او همیشه بهتر لباس پوشیده از من است.
the actors were better-dressed for their roles in the play.
بازیگران برای نقشهایشان در نمایش بهتر لباس پوشیدند.
he felt better-dressed and more confident in the new suit.
او احساس میکرد که با آستین جدید بهتر لباس پوشیده و اعتماد به نفستر است.
the guests were better-dressed for the formal gala event.
مدعوین برای رویداد گالا رسمی بهتر لباس پوشیدند.
she's always better-dressed and put-together for any occasion.
او همیشه برای هر موقعیت بهتر لباس پوشیده و مرتب است.
the models were better-dressed showcasing the latest collection.
مدلها با لباس بهتر جدیدترین جمعآوری را نمایش دادند.
he was better-dressed for the interview than i expected.
او برای مصاحبه بهتر لباس پوشیده از آنچه من انتظار داشتم.
the staff were better-dressed and more professional overall.
کارکنان به طور کلی بهتر لباس پوشیده و حرفهایتر بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید