bevy

[ایالات متحده]/'bevɪ/
[بریتانیا]/ˈbɛvi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروه یا مجمع
Word Forms
جمعbevies

عبارات و ترکیب‌ها

bevy of beauties

گله‌ای از زیبایی‌ها

bevy of birds

گله‌ای از پرندگان

bevy of options

گله‌ای از گزینه‌ها

جملات نمونه

a bevy of rock lovelies.

گروهی از زنان جذاب و سنگی

a bevy of young women

گروهی از زنان جوان

He was surrounded by a bevy of beautiful girls.

او در محاصره گروهی از دختران زیبا بود.

a bevy of beauties.See Synonyms at flock 1

گروهی از красавицы.به مترادف ها در flock 1 مراجعه کنید

A bevy of reporters crowded toward the candidate.

گروهی از خبرنگاران به سمت نامزد ازدحام کردند.

A bevy of bathing beauties appeared on the beach.

گروهی از زنان زیبا با لباس شنا در ساحل ظاهر شدند.

Then the glia discharge a bevy of chemicals that prod nociceptor terminals to release neurotransmitters in the cord, thus perpetuating a pain signal.

سپس گلیای مواد شیمیایی را آزاد می کنند که باعث می شود پایانه‌های نووسیپتورها انتقال دهنده های عصبی را در نخاع آزاد کنند و در نتیجه یک سیگنال درد را تداوم بخشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید