beweep

[ایالات متحده]/biːwiːp/
[بریتانیا]/bee-weep/

ترجمه

v. ابراز اندوه یا غم عمیق؛ به شدت سوگواری کردن

عبارات و ترکیب‌ها

beweep one's sorrows

گریستن بر غم ها

beweep a loss

گریستن بر فقدان

beweep the fallen

گریستن بر درگذشتگان

beweep the injustice

گریستن بر بی‌عدالتی

beweep a tragedy

گریستن بر یک تراژدی

جملات نمونه

many people beweep the loss of their loved ones.

بسیاری از مردم بر فقدان عزیزانشان گریه می‌کنند.

she began to beweep the memories of her childhood.

او شروع به گریه برای خاطرات دوران کودکی خود کرد.

he could only beweep the opportunities he missed.

او فقط می‌توانست بر فرصت‌هایی که از دست داده بود گریه کند.

they beweep the state of the environment.

آنها بر وضعیت محیط زیست گریه می‌کنند.

to beweep the past is to hold onto sorrow.

گریه بر گذشته به معنای چنگ زدن به غم و اندوه است.

we should not beweep what we cannot change.

ما نباید بر آنچه نمی‌توانیم تغییر دهیم گریه کنیم.

he beweeped the end of an era.

او بر پایان یک عصر گریه کرد.

it is natural to beweep the passage of time.

گریه بر گذر زمان طبیعی است.

people often beweep their unfulfilled dreams.

مردم اغلب بر رویاهای برآورده نشده خود گریه می‌کنند.

she beweeped the loss of her beloved pet.

او بر فقدان حیوان خانگی مورد علاقه خود گریه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید