bewigged gentleman
آقای با پریکاپ
a bewigged judge
یک قاضی با پریکاپ
the bewigged actor
بازیگر با پریکاپ
a bewigged portrait
تصویری از شخص با پریکاپ
bewigged historical figures
شخصیتهای تاریخی با پریکاپ
bewigged and powdered
با پریکاپ و پودر شده
the bewigged judge presided over the courtroom with authority.
قاضی با کلاه گیس بر سر، با اقتدار بر دادگاه نظارت داشت.
in the play, the bewigged characters added a touch of humor.
در نمایش، شخصیتهای کلاه گیسدار کمی طنز به آن اضافه کردند.
the bewigged aristocrats gathered for the grand ball.
اشراف با کلاه گیس برای رقص بزرگ گرد هم آمدند.
she felt out of place among the bewigged guests at the gala.
او در میان مهمانان کلاه گیسدار در مهمانی احساس بیگانگی میکرد.
the bewigged performers entertained the audience with their antics.
هنرمندان کلاه گیسدار با ادا و اطوارها مخاطبان را سرگرم کردند.
he wore a bewigged costume for the historical reenactment.
او برای بازسازی تاریخی، لباس کلاه گیسدار پوشید.
the bewigged figure in the painting caught everyone's attention.
تصویر کلاه گیسدار در نقاشی توجه همه را جلب کرد.
during the festival, many bewigged participants showcased their creativity.
در طول جشنواره، بسیاری از شرکتکنندگان کلاه گیسدار خلاقیت خود را به نمایش گذاشتند.
the bewigged lawyer delivered a passionate closing argument.
وکیل کلاه گیسدار یک استدلال پایانی پرشور ارائه داد.
at the historical event, bewigged actors portrayed famous figures.
در رویداد تاریخی، بازیگران کلاه گیسدار نقش شخصیتهای مشهور را ایفا کردند.
bewigged gentleman
آقای با پریکاپ
a bewigged judge
یک قاضی با پریکاپ
the bewigged actor
بازیگر با پریکاپ
a bewigged portrait
تصویری از شخص با پریکاپ
bewigged historical figures
شخصیتهای تاریخی با پریکاپ
bewigged and powdered
با پریکاپ و پودر شده
the bewigged judge presided over the courtroom with authority.
قاضی با کلاه گیس بر سر، با اقتدار بر دادگاه نظارت داشت.
in the play, the bewigged characters added a touch of humor.
در نمایش، شخصیتهای کلاه گیسدار کمی طنز به آن اضافه کردند.
the bewigged aristocrats gathered for the grand ball.
اشراف با کلاه گیس برای رقص بزرگ گرد هم آمدند.
she felt out of place among the bewigged guests at the gala.
او در میان مهمانان کلاه گیسدار در مهمانی احساس بیگانگی میکرد.
the bewigged performers entertained the audience with their antics.
هنرمندان کلاه گیسدار با ادا و اطوارها مخاطبان را سرگرم کردند.
he wore a bewigged costume for the historical reenactment.
او برای بازسازی تاریخی، لباس کلاه گیسدار پوشید.
the bewigged figure in the painting caught everyone's attention.
تصویر کلاه گیسدار در نقاشی توجه همه را جلب کرد.
during the festival, many bewigged participants showcased their creativity.
در طول جشنواره، بسیاری از شرکتکنندگان کلاه گیسدار خلاقیت خود را به نمایش گذاشتند.
the bewigged lawyer delivered a passionate closing argument.
وکیل کلاه گیسدار یک استدلال پایانی پرشور ارائه داد.
at the historical event, bewigged actors portrayed famous figures.
در رویداد تاریخی، بازیگران کلاه گیسدار نقش شخصیتهای مشهور را ایفا کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید