bewigged

[ایالات متحده]/bɪˈwɪdʒd/
[بریتانیا]/biˈwɪdʒd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کلاه گیس پوشیدن.

عبارات و ترکیب‌ها

bewigged gentleman

آقای با پریکاپ

a bewigged judge

یک قاضی با پریکاپ

the bewigged actor

بازیگر با پریکاپ

a bewigged portrait

تصویری از شخص با پریکاپ

bewigged historical figures

شخصیت‌های تاریخی با پریکاپ

bewigged and powdered

با پریکاپ و پودر شده

جملات نمونه

the bewigged judge presided over the courtroom with authority.

قاضی با کلاه گیس بر سر، با اقتدار بر دادگاه نظارت داشت.

in the play, the bewigged characters added a touch of humor.

در نمایش، شخصیت‌های کلاه گیس‌دار کمی طنز به آن اضافه کردند.

the bewigged aristocrats gathered for the grand ball.

اشراف با کلاه گیس برای رقص بزرگ گرد هم آمدند.

she felt out of place among the bewigged guests at the gala.

او در میان مهمانان کلاه گیس‌دار در مهمانی احساس بیگانگی می‌کرد.

the bewigged performers entertained the audience with their antics.

هنرمندان کلاه گیس‌دار با ادا و اطوارها مخاطبان را سرگرم کردند.

he wore a bewigged costume for the historical reenactment.

او برای بازسازی تاریخی، لباس کلاه گیس‌دار پوشید.

the bewigged figure in the painting caught everyone's attention.

تصویر کلاه گیس‌دار در نقاشی توجه همه را جلب کرد.

during the festival, many bewigged participants showcased their creativity.

در طول جشنواره، بسیاری از شرکت‌کنندگان کلاه گیس‌دار خلاقیت خود را به نمایش گذاشتند.

the bewigged lawyer delivered a passionate closing argument.

وکیل کلاه گیس‌دار یک استدلال پایانی پرشور ارائه داد.

at the historical event, bewigged actors portrayed famous figures.

در رویداد تاریخی، بازیگران کلاه گیس‌دار نقش شخصیت‌های مشهور را ایفا کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید