bewitchingly beautiful
به طرز مسحورکنندهای زیبا
bewitchingly charming
به طرز مسحورکنندهای جذاب
bewitchingly clever
به طرز مسحورکنندهای باهوش
bewitchingly elegant
به طرز مسحورکنندهای باوقار
bewitchingly funny
به طرز مسحورکنندهای خندهدار
bewitchingly mysterious
به طرز مسحورکنندهای مرموز
bewitchingly persuasive
به طرز مسحورکنندهای متقاعدکننده
bewitchingly romantic
به طرز مسحورکنندهای عاشقانه
bewitchingly talented
به طرز مسحورکنندهای بااستعداد
she danced bewitchingly under the moonlight.
او با حال و هوای مسحورکننده زیر نور ماه میرقصید.
the bewitchingly beautiful landscape took my breath away.
منظره زیبا و مسحورکننده نفس من را گرفت.
he spoke bewitchingly, captivating everyone in the room.
او با لحنی مسحورکننده صحبت کرد و همه را در اتاق مجذوب خود کرد.
the actress wore a bewitchingly elegant dress.
بازیگر یک لباس شیک و مسحورکننده پوشیده بود.
the fragrance of the flowers was bewitchingly sweet.
عطر گلها به طرز مسحورکنندهای شیرین بود.
her bewitchingly charming smile lit up the room.
لبخند جذاب و مسحورکننده او اتاق را روشن کرد.
the story unfolded bewitchingly, keeping readers hooked.
داستان به طرز مسحورکنندهای پیش رفت و خوانندگان را درگیر خود کرد.
he had a bewitchingly mysterious aura about him.
او حال و هوای مرموز و مسحورکنندهای داشت.
the music played bewitchingly, enchanting the audience.
موسیقی به طرز مسحورکنندهای پخش شد و مخاطبان را مجذوب خود کرد.
she looked bewitchingly stunning at the gala.
او در مهمانی شام به طرز مسحورکنندهای خیرهکننده به نظر میرسید.
bewitchingly beautiful
به طرز مسحورکنندهای زیبا
bewitchingly charming
به طرز مسحورکنندهای جذاب
bewitchingly clever
به طرز مسحورکنندهای باهوش
bewitchingly elegant
به طرز مسحورکنندهای باوقار
bewitchingly funny
به طرز مسحورکنندهای خندهدار
bewitchingly mysterious
به طرز مسحورکنندهای مرموز
bewitchingly persuasive
به طرز مسحورکنندهای متقاعدکننده
bewitchingly romantic
به طرز مسحورکنندهای عاشقانه
bewitchingly talented
به طرز مسحورکنندهای بااستعداد
she danced bewitchingly under the moonlight.
او با حال و هوای مسحورکننده زیر نور ماه میرقصید.
the bewitchingly beautiful landscape took my breath away.
منظره زیبا و مسحورکننده نفس من را گرفت.
he spoke bewitchingly, captivating everyone in the room.
او با لحنی مسحورکننده صحبت کرد و همه را در اتاق مجذوب خود کرد.
the actress wore a bewitchingly elegant dress.
بازیگر یک لباس شیک و مسحورکننده پوشیده بود.
the fragrance of the flowers was bewitchingly sweet.
عطر گلها به طرز مسحورکنندهای شیرین بود.
her bewitchingly charming smile lit up the room.
لبخند جذاب و مسحورکننده او اتاق را روشن کرد.
the story unfolded bewitchingly, keeping readers hooked.
داستان به طرز مسحورکنندهای پیش رفت و خوانندگان را درگیر خود کرد.
he had a bewitchingly mysterious aura about him.
او حال و هوای مرموز و مسحورکنندهای داشت.
the music played bewitchingly, enchanting the audience.
موسیقی به طرز مسحورکنندهای پخش شد و مخاطبان را مجذوب خود کرد.
she looked bewitchingly stunning at the gala.
او در مهمانی شام به طرز مسحورکنندهای خیرهکننده به نظر میرسید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید