biasing the results
دستکاری نتایج
consciously biassing information
دستکاری آگاهانه اطلاعات
biassing the results can lead to incorrect conclusions.
تبعیضآمیز کردن نتایج میتواند منجر به نتیجهگیریهای نادرست شود.
it's important to avoid biassing your opinions with personal feelings.
مهم است که از تحت تأثیر قرار دادن نظرات خود با احساسات شخصی خودداری کنید.
researchers should be aware of biassing factors in their studies.
محققان باید از عوامل مغرضانه در مطالعات خود آگاه باشند.
biassing the sample can affect the validity of the research.
تبعیضآمیز کردن نمونه میتواند بر اعتبار تحقیق تأثیر بگذارد.
his biassing comments influenced the team's decision.
اظهارات مغرضانه او بر تصمیم تیم تأثیر گذاشت.
biassing information can mislead the audience.
اطلاعات مغرضانه میتواند مخاطبان را گمراه کند.
they accused the article of biassing public perception.
آنها مقاله را به ایجاد سوگیری در درک عمومی متهم کردند.
biassing data can compromise the integrity of the findings.
تبعیضآمیز کردن دادهها میتواند یکپارچگی یافتهها را به خطر اندازد.
it's crucial to recognize biassing tendencies in our judgments.
شناخت تمایلات مغرضانه در قضاوتهای ما بسیار مهم است.
she tried to avoid biassing her students' opinions.
او سعی کرد از تحت تأثیر قرار دادن نظرات دانش آموزان خود خودداری کند.
biasing the results
دستکاری نتایج
consciously biassing information
دستکاری آگاهانه اطلاعات
biassing the results can lead to incorrect conclusions.
تبعیضآمیز کردن نتایج میتواند منجر به نتیجهگیریهای نادرست شود.
it's important to avoid biassing your opinions with personal feelings.
مهم است که از تحت تأثیر قرار دادن نظرات خود با احساسات شخصی خودداری کنید.
researchers should be aware of biassing factors in their studies.
محققان باید از عوامل مغرضانه در مطالعات خود آگاه باشند.
biassing the sample can affect the validity of the research.
تبعیضآمیز کردن نمونه میتواند بر اعتبار تحقیق تأثیر بگذارد.
his biassing comments influenced the team's decision.
اظهارات مغرضانه او بر تصمیم تیم تأثیر گذاشت.
biassing information can mislead the audience.
اطلاعات مغرضانه میتواند مخاطبان را گمراه کند.
they accused the article of biassing public perception.
آنها مقاله را به ایجاد سوگیری در درک عمومی متهم کردند.
biassing data can compromise the integrity of the findings.
تبعیضآمیز کردن دادهها میتواند یکپارچگی یافتهها را به خطر اندازد.
it's crucial to recognize biassing tendencies in our judgments.
شناخت تمایلات مغرضانه در قضاوتهای ما بسیار مهم است.
she tried to avoid biassing her students' opinions.
او سعی کرد از تحت تأثیر قرار دادن نظرات دانش آموزان خود خودداری کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید