bibbed

[ایالات متحده]/bɪbd/
[بریتانیا]/bid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن یک پیشبند یا پیوست شبیه پیشبند؛ با پیشبند

عبارات و ترکیب‌ها

bibbed jumpsuit

سرهمی با حفاظ

bibbed overall

دمی با حفاظ

bibbed baby clothes

لباس کودک با حفاظ

bibbed apron

پیشبند با حفاظ

bibbed shirt

پیراهن با حفاظ

bibbed dress

لباس با حفاظ

bibbed feeding cover

روکش غذا دادن با حفاظ

bibbed highchair

صندلی غذاخوری با حفاظ

bibbed pet collar

گردنبند حیوان خانگی با حفاظ

جملات نمونه

the child was bibbed in a colorful smock during the art class.

کودک در طول کلاس هنر با یک سربند رنگارنگ پوشانده شد.

she bibbed her baby before feeding him to avoid mess.

او قبل از غذا دادن به او برای جلوگیری از کثیفی، نوزادش را با یک سربند پوشاند.

the chef bibbed himself to keep his clothes clean while cooking.

سرآشپز برای تمیز نگه داشتن لباس هایش در حین آشپزی، خودش را با یک سربند پوشاند.

during the picnic, they bibbed their kids to keep them clean.

در طول پیک نیک، آنها کودکان خود را با سربند پوشاندند تا آنها را تمیز نگه دارند.

the artist bibbed her clothes before starting the messy project.

هنرمند قبل از شروع پروژه شلوغ، لباس هایش را با سربند پوشاند.

the toddler was bibbed with a cartoon character design.

کودک نوپا با طرح شخصیت کارتونی با سربند پوشانده شد.

he bibbed himself carefully before painting the fence.

او قبل از نقاشی کردن حصار، با دقت خودش را با سربند پوشاند.

they always bibbed their children during meal times to prevent spills.

آنها همیشه در زمان غذا خوردن کودکان خود را با سربند پوشاندند تا از ریختن غذا جلوگیری کنند.

the waiter bibbed himself to serve the messy dish.

پیشخدمت برای سرو غذاهای کثیف، خودش را با سربند پوشاند.

she bibbed her dress with a stylish apron for the cooking class.

او لباسش را با یک سربند و یک آفتاب انداز شیک برای کلاس آشپزی پوشاند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید