bigamies

[ایالات متحده]/ˈbɪɡəˌmɪz/
[بریتانیا]/ˈbɪɡəˌmaɪz/

ترجمه

n. وضعیت ازدواج با دو نفر به طور همزمان.

جملات نمونه

he was charged with multiple bigamies.

او به اتهام تعدد زوجات متهم شد.

bigamies can lead to serious legal consequences.

تعدد زوجات می‌تواند منجر به عواقب قانونی جدی شود.

many cultures have different views on bigamies.

فرهنگ‌های بسیاری دیدگاه‌های متفاوتی در مورد تعدد زوجات دارند.

she discovered her husband's bigamies after years of marriage.

او پس از سال‌ها زندگی مشترک، تعدد زوجات شوهرش را کشف کرد.

bigamies are often hidden from public view.

تعدد زوجات اغلب از دید عموم پنهان است.

he faced social stigma due to his bigamies.

او به دلیل تعدد زوجات خود با انگ اجتماعی روبرو شد.

bigamies can complicate family dynamics.

تعدد زوجات می‌تواند پویایی خانواده را پیچیده کند.

legal systems vary in how they handle bigamies.

سیستم‌های قانونی در نحوه برخورد با تعدد زوجات متفاوت هستند.

she was unaware of his bigamies until it was too late.

او از تعدد زوجات او تا زمانی که خیلی دیر شده بود، بی‌خبر بود.

bigamies can result in emotional distress for all parties involved.

تعدد زوجات می‌تواند منجر به ناراحتی عاطفی برای همه افراد درگیر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید