billetee

[ایالات متحده]/bɪˈleɪtiː/
[بریتانیا]/biˈliːˌtiː/

ترجمه

n. فردی که به او محل اقامت اختصاص داده شده است، معمولاً یک سرباز، دانشجو یا پناهنده.
Word Forms
جمعbilletees

عبارات و ترکیب‌ها

billetee information

اطلاعات بلیطه

billetee rights

حقوق بلیطه

billetee satisfaction

رضایت بلیطه

billetee service

خدمات بلیطه

billetee experience

تجربه بلیطه

billetee complaint

شکایت بلیطه

billetee assistance

کمک بلیطه

billetee boarding pass

کارت سوار شدن بلیطه

billetee baggage claim

ادعای بار بلیطه

billetee lounge access

دسترسی به سالن بلیطه

جملات نمونه

she found a billetee for the concert.

او یک بلیط برای کنسرت پیدا کرد.

he always carries a billetee in his wallet.

او همیشه یک بلیط در کیف پول خود دارد.

they bought a billetee for the train ride.

آنها یک بلیط برای سفر با قطار خریدند.

do you have a billetee for the movie?

آیا شما یک بلیط برای فیلم دارید؟

she lost her billetee before the event.

او بلیط خود را قبل از رویداد گم کرد.

he showed his billetee to the usher.

او بلیط خود را به مسئول نشان داد.

we need to print our billetee before the flight.

ما باید بلیط خود را قبل از پرواز چاپ کنیم.

can you send me a digital billetee?

آیا می توانید یک بلیط دیجیتال برای من ارسال کنید؟

the billetee was valid for one year.

بلیط برای یک سال معتبر بود.

she received a billetee as a birthday gift.

او یک بلیط را به عنوان هدیه تولد دریافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید