billetted

[ایالات متحده]/'bɪlɪt/
[بریتانیا]/'bɪlɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پادگان، موقعیت
v. تأمین مسکن برای سربازان

عبارات و ترکیب‌ها

military billet

سربازی محل استقرار

provide billeting

تامین محل استقرار

billet assignment

اختصاص محل استقرار

billet arrangement

چیدمان محل استقرار

billet caster

ریخته‌گری قطعه فلزی

steel billet

بلت استیل

sheet billet

بلت ورقه‌ای

جملات نمونه

the American team was billeted at Uxbridge.

تیم آمریکایی در Uxbridge اسکان داده شد.

They billeted in White Swan Hotel.

آنها در هتل White Swan اسکان یافتند.

He billeted in youth hotels.

او در هتل‌های جوانان اسکان یافت.

the young people's stay at each of their billets was short.

مدت اقامت جوانان در هر یک از محل‌های اسکان آنها کوتاه بود.

he didn't belong to the regiment billeted at the Hall.

او متعلق به رژیمانی نبود که در Hall اسکان داده شده بود.

Soldiers were billet ed in all the houses of the village.

سربازان در تمام خانه‌های روستا اسکان داده شدند.

The exploratory testing study of modifying and fining the solidification structure of concast steel billet is carried out in concast production by the technology of electro-pulse modification.

مطالعه آزمایشی برای اصلاح و بهبود ساختار جامد فولاد کنکاست در تولید کنکاست با استفاده از فناوری اصلاح الکترواستیم، انجام می‌شود.

نمونه‌های واقعی

I'd just installed a shower in the officers' billet, so they gave me a weekend pass.

من همین‌طور یک حمام در محل اقامت افسران نصب کردم، بنابراین به من گذرگاه آخر هفته دادند.

منبع: Prosecution witness

Nowadays there's billet parts, machine parts, CNC stuff.

امروزه قطعات محل اقامت، قطعات ماشین، وسایل CNC وجود دارد.

منبع: Connection Magazine

They've then compressed to a fraction of their original size creating dense pore-free billets.

سپس آن‌ها را به کسری از اندازه اصلی خود فشرده کرده‌اند و قطعات بدون منافذ متراکم ایجاد کرده‌اند.

منبع: Apple Watch

They put up billets, and married quarters, HQ block, and the harbour, and the airstrip.

آن‌ها محل اقامت، و خانه‌های مجردها، بلوک ستاد، بندر و فرودگاه را ساختند.

منبع: Yes, Minister Season 3

The most enduring of all—steady unaltering eyes like Planets—signified wood, such as hazel-branches, thorn-faggots, and stout billets.

دوام‌دارترین از همه - چشمانی ثابت و غیرقابل تغییر مانند سیارات - نشان دهنده چوب بود، مانند شاخه‌های شاه بلوط، فای‌فای‌های خاردار و قطعات چوبی محکم.

منبع: Returning Home

This put Silas in mind of his billet.

این باعث شد سیلاس به یاد محل اقامت خود بیفتد.

منبع: New Arabian Nights (Volume 1)

It's like you're tapping on a billet of aluminium.

این مثل اینه که دارید روی یک قطعه آلومینیوم می‌کوبید.

منبع: Q&A in progress.

As Nekhludoff got beyond the partition he noticed Simonson feeding a billet of pine wood into the oven.

همانطور که نکولودف از جداکننده عبور کرد، سیمسون را دید که یک قطعه چوب کاج را در فر می‌انداخت.

منبع: Resurrection

In the winter, he was forced to billet outside.

در زمستان، مجبور شد در فضای باز اقامت کند.

منبع: Pan Pan

Would you say your name, rank, and your last billet?

آیا اسم، درجه و آخرین محل اقامت شما را بگویید؟

منبع: The Newsroom Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید