bingoes

[ایالات متحده]/ˈbɪŋɡoʊz/
[بریتانیا]/ˈbɪŋˌgoʊz/

ترجمه

n. یک تغییر در بازی بینگو، که معمولاً با کارت‌ها و دورهای متعدد بازی می‌شود.; جمع بینگو (نام داده شده).; جمع بینگو (نام خانوادگی ژاپنی).

عبارات و ترکیب‌ها

bingoes everywhere

همه جا بینگو

get your bingos

بینگوهای خود را بگیرید

bingoes all around

بینگوها در همه جا

call out bingos!

فریاد بینگو!

جملات نمونه

he always bingoes when he plays the lottery.

او همیشه وقتی لاتاری بازی می‌کند، برنده می‌شود.

they bingoes on their first try in the game.

آنها در اولین تلاش خود در بازی برنده می‌شوند.

she bingoes with her friends every weekend.

او آخر هفته‌ها با دوستانش برنده می‌شود.

the kids bingoes during the school event.

کودکان در طول رویداد مدرسه برنده می‌شوند.

we bingoes after hours of practice.

ما پس از ساعت‌ها تمرین برنده می‌شویم.

he felt ecstatic when he bingoes in the game.

وقتی در بازی برنده شد، او بسیار هیجان‌زده بود.

they often bingoes at the local bingo hall.

آنها اغلب در سالن محلی بینگو برنده می‌شوند.

she finally bingoes after trying for weeks.

او بعد از هفته‌ها تلاش، بالاخره برنده شد.

winning the match felt like a bingoes for the team.

بردن مسابقه برای تیم حس یک برد بزرگ بود.

he shouted with joy when he bingoes at the casino.

وقتی در کازینو برنده شد، او با خوشحالی فریاد زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید