biophysical

[ایالات متحده]/baɪəʊˈfɪzɪkəl/
[بریتانیا]/ˌbaɪoʊˈfɪzɪkəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا شامل هر دو زیست شناسی و فیزیک.

عبارات و ترکیب‌ها

biophysical properties

ویژگی‌های بیوفیزیکی

biophysical processes

فرآیندهای بیوفیزیکی

biophysical modeling

مدل‌سازی بیوفیزیکی

biophysical interactions

تعاملات بیوفیزیکی

biophysical systems

سیستم‌های بیوفیزیکی

biophysical parameters

پارامترهای بیوفیزیکی

biophysical measurements

اندازه‌گیری‌های بیوفیزیکی

biophysical simulations

شبیه‌سازی‌های بیوفیزیکی

biophysical research

تحقیقات بیوفیزیکی

biophysical principles

اصول بیوفیزیکی

جملات نمونه

the biophysical properties of soil affect plant growth.

ویژگی‌های بیوفیزیکی خاک بر رشد گیاهان تأثیر می‌گذارد.

researchers study the biophysical interactions between cells.

محققان تعاملات بیوفیزیکی بین سلول‌ها را مطالعه می‌کنند.

biophysical models help predict climate change effects.

مدل‌های بیوفیزیکی به پیش‌بینی اثرات تغییرات آب و هوایی کمک می‌کنند.

understanding biophysical mechanisms is crucial in medicine.

درک مکانیسم‌های بیوفیزیکی در پزشکی بسیار مهم است.

biophysical techniques are used to analyze protein structures.

تکنیک‌های بیوفیزیکی برای تجزیه و تحلیل ساختارهای پروتئین استفاده می‌شوند.

she specializes in biophysical chemistry.

او در زمینه شیمی بیوفیزیکی تخصص دارد.

biophysical research can lead to new drug discoveries.

تحقیقات بیوفیزیکی می‌تواند منجر به کشف داروهای جدید شود.

the biophysical environment influences biodiversity.

محیط زیست بیوفیزیکی بر تنوع زیستی تأثیر می‌گذارد.

biophysical assessments are important for ecological studies.

ارزیابی‌های بیوفیزیکی برای مطالعات اکولوژیکی مهم هستند.

he published a paper on biophysical modeling techniques.

او مقاله‌ای در مورد تکنیک‌های مدل‌سازی بیوفیزیکی منتشر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید