birdying

[ایالات متحده]/ˈbɜːrdɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbɝrdiŋ/

ترجمه

v. شکل حال استمراری 'birdie'.

عبارات و ترکیب‌ها

birdying around

پرواز کردن اطراف

birdying for attention

برای جلب توجه پرواز کردن

don't birdying, focus!

پرواز نکنید، تمرکز کنید!

جملات نمونه

birdying on the golf course requires skill and practice.

بازی خوب در زمین گلف نیازمند مهارت و تمرین است.

he was thrilled after birdying the 18th hole.

او بعد از بازی خوب در سوراخ 18 بسیار هیجان‌زده بود.

birdying is a goal for many amateur golfers.

بازی خوب یک هدف برای بسیاری از گلف‌بازان آماتور است.

she celebrated her birdying achievement with friends.

او دستاورد بازی خوب خود را با دوستانش جشن گرفت.

birdying can significantly lower your golf score.

بازی خوب می‌تواند به طور قابل توجهی امتیاز گلف شما را کاهش دهد.

he has a knack for birdying difficult holes.

او استعداد خاصی در بازی خوب در سوراخ‌های دشوار دارد.

birdying is often the highlight of a golfer's round.

بازی خوب اغلب اوج یک دور گلف است.

she aims for birdying on every par 4 hole.

او هدف خود را بازی خوب در هر سوراخ درجه 4 قرار می‌دهد.

birdying requires both strategy and precision.

بازی خوب به هر دو استراتژی و دقت نیاز دارد.

after birdying three holes in a row, he felt unstoppable.

بعد از بازی خوب در سه سوراخ متوالی، او احساس کرد که شکست‌ناپذیر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید