bisects

[ایالات متحده]/ˈbaɪˌsɛktz/
[بریتانیا]/ˈbʌɪˌsɛkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را به دو قسمت مساوی تقسیم کردن؛ با خط یا جسم دیگری در زاویه قائمه تلاقی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

bisects the angle

تقسیم کننده زاویه

bisects the circle

تقسیم کننده دایره

bisects the polygon

تقسیم کننده چندضلعی

جملات نمونه

the line bisects the angle perfectly.

خط به طور کامل زاویه را نصف می‌کند.

a diagonal bisects the rectangle into two equal parts.

یک قطر مستطیل را به دو قسمت مساوی نصف می‌کند.

the river bisects the city into two halves.

رودخانه شهر را به دو نیمه نصف می‌کند.

the teacher explained how the median bisects the data set.

معلم توضیح داد که میانه مجموعه داده‌ها را چگونه نصف می‌کند.

the new road bisects the forest, creating a pathway for travelers.

جاده جدید جنگل را نصف می‌کند و مسیری برای مسافران ایجاد می‌کند.

the artist's sculpture bisects the space between the two buildings.

مجسمه هنرمند فضای بین دو ساختمان را نصف می‌کند.

the equation bisects the graph into two symmetrical parts.

معادله نمودار را به دو قسمت متقارن نصف می‌کند.

the path bisects the garden, leading to the main entrance.

مسیر باغ را نصف می‌کند و به ورودی اصلی منتهی می‌شود.

the beam bisects the room, providing support to the ceiling.

تیرک سقف اتاق را نصف می‌کند و از سقف پشتیبانی می‌کند.

the study area bisects the living room and the kitchen.

فضای مطالعه، اتاق نشیمن و آشپزخانه را نصف می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید