bistre

[ایالات متحده]/bɪstər/
[بریتانیا]/bis-ter/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رنگ قهوه‌ای عمیق، که اغلب برای توصیف سایه‌های قهوه‌ای مشابه رنگ چوب سوخته یا زغال سنگ استفاده می‌شود.
Word Forms
جمعbistres

عبارات و ترکیب‌ها

bistre-colored paint

رنگ بیستر

a bistre sunset

غروب بیستر

a bistre-colored scarf

شال رنگ بیستر

جملات نمونه

the artist used bistre to create depth in the painting.

هنرمند از بیستره برای ایجاد عمق در نقاشی استفاده کرد.

she chose a bistre color for her living room walls.

او رنگ بیستره را برای دیوار اتاق نشیمن خود انتخاب کرد.

the bistre tones in the sunset were breathtaking.

طرح‌های بیستره در غروب خورشید نفس‌گیر بود.

he mixed bistre with white to lighten the shade.

او بیستره را با سفید مخلوط کرد تا رنگ روشن‌تر شود.

bistre is often used in traditional ink wash paintings.

بیستره اغلب در نقاشی‌های سنتی آبجو استفاده می‌شود.

the furniture had a bistre finish that matched the decor.

مبلمان دارای روکش بیستره بود که با دکوراسیون مطابقت داشت.

in nature, bistre can be seen in tree bark and soil.

در طبیعت، بیستره را می‌توان در پوست درخت و خاک دید.

she painted the landscape using various shades of bistre.

او منظره را با استفاده از سایه‌های مختلف بیستره نقاشی کرد.

the designer incorporated bistre into the color palette.

طراح بیستره را در پالت رنگی گنجاند.

his sketches were often highlighted with bistre ink.

طرح‌های او اغلب با جوهر بیستره برجسته می‌شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید