bistres

[ایالات متحده]/ˈbɪstrɛz/
[بریتانیا]/ˈbɪstrɛz/

ترجمه

n. رنگ قهوه‌ای تیره.

عبارات و ترکیب‌ها

bistres of light

تخت‌های نور

shades of bistres

سایه‌های تخت‌ها

bistres and browns

تخت‌ها و قهوه‌ای‌ها

جملات نمونه

she felt a sense of bistres before her big presentation.

او قبل از ارائه بزرگ خود، احساس اضطراب کرد.

his bistres was evident when he walked into the crowded room.

اضطراب او زمانی که وارد اتاق شلوغ شد، آشکار بود.

to overcome bistres, he practiced his speech multiple times.

برای غلبه بر اضطراب، او چندین بار سخنرانی خود را تمرین کرد.

she used deep breathing to manage her bistres before the exam.

او از تنفس عمیق برای مدیریت اضطراب خود قبل از امتحان استفاده کرد.

his bistres vanished once he started speaking.

وقتی شروع به صحبت کرد، اضطراب او از بین رفت.

they suggested a few techniques to reduce bistres during interviews.

آنها چند تکنیک برای کاهش اضطراب در طول مصاحبه پیشنهاد کردند.

she always experiences bistres before a performance.

او همیشه قبل از اجرا دچار اضطراب می شود.

his friends helped him cope with his bistres before the wedding.

دوستانش به او کمک کردند تا با اضطراب خود قبل از عروسی کنار بیاید.

finding a quiet space helped her alleviate her bistres.

پیدا کردن یک فضای آرام به او کمک کرد تا اضطراب خود را کاهش دهد.

he learned to channel his bistres into positive energy.

او یاد گرفت که اضطراب خود را به انرژی مثبت تبدیل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید