bittersweets

[ایالات متحده]/ˈbɪtə(r)swiːts/
[بریتانیا]/ˈbɪtərˌswits/

ترجمه

adj. دارای هر دو کیفیت تلخ و شیرین؛ تلخ و شیرین.؛ ترکیبی از شادی و اندوه؛ داشتن جنبه‌های خوب و بد.
n. نوعی گیاه، که به عنوان شب‌بو تلخ و شیرین یا پیچ تلخ و شیرین آمریکایی نیز شناخته می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

bittersweet memories

خاطرات تلخ و شیرین

a bittersweet victory

یک پیروزی تلخ و شیرین

bittersweet farewells

خداحافظی‌های تلخ و شیرین

bittersweet realization

درک تلخ و شیرین

a bittersweet symphony

سمفونی تلخ و شیرین

bittersweet irony

طعنه تلخ و شیرین

جملات نمونه

life is full of bittersweets that teach us valuable lessons.

زندگی سرشار از طعم‌های تلخ و شیرین است که درس‌های ارزشمندی به ما می‌آموزد.

she smiled through the bittersweets of her memories.

او در حالی که خاطرات تلخ و شیرینش را به یاد داشت، لبخند زد.

bittersweets often come with personal growth.

طعم‌های تلخ و شیرین اغلب با رشد شخصی همراه هستند.

he found beauty in the bittersweets of his journey.

او زیبایی را در طعم‌های تلخ و شیرین سفرش یافت.

the bittersweets of love can be both painful and joyful.

طعم‌های تلخ و شیرین عشق می‌تواند هم دردناک و هم فرح‌بخش باشد.

they celebrated the bittersweets of their success.

آنها طعم‌های تلخ و شیرین موفقیت خود را جشن گرفتند.

bittersweets are a reminder of life's complexities.

طعم‌های تلخ و شیرین یادآور پیچیدگی‌های زندگی هستند.

in every bittersweet moment, there is a lesson to learn.

در هر لحظه تلخ و شیرین، درسی برای آموختن وجود دارد.

her bittersweets inspired her to write a novel.

طعم‌های تلخ و شیرین او الهام‌بخش او برای نوشتن یک رمان شد.

we shared our bittersweets over a cup of coffee.

ما طعم‌های تلخ و شیرین خود را در کنار یک فنجان قهوه به اشتراک گذاشتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید