blanknesses

[ایالات متحده]/blæŋknəsiz/
[بریتانیا]/ˈblæŋknisiz/

ترجمه

n. حالت خالی بودن یا کمبود چیزی، به ویژه علاقه یا هیجان. ; فضایی که در یک متن یا سند خالی گذاشته شده است

عبارات و ترکیب‌ها

address the blanknesses

رفع نواقص

highlight the blanknesses

تاکید بر نواقص

identify the blanknesses

تشخیص نواقص

overcome the blanknesses

غلبه بر نواقص

minimize the blanknesses

کاهش نواقص

reveal the blanknesses

افشای نواقص

جملات نمونه

the artist captured the blanknesses of the canvas with vibrant colors.

هنرمند توانست خالی‌ها یا نقاط کور بوم نقاشی را با رنگ‌های زنده به تصویر بکشد.

in moments of silence, we often confront our own blanknesses.

در لحظات سکوت، اغلب با خالی‌ها یا نقاط کور خود روبرو می‌شویم.

her mind was filled with blanknesses after the long meeting.

ذهن او پس از جلسه طولانی با خالی‌ها یا نقاط کور پر شده بود.

he found solace in the blanknesses of the night sky.

او در خالی‌ها یا نقاط کور آسمان شب آرامش یافت.

the writer used blanknesses to symbolize loss in her novel.

نویسنده از خالی‌ها یا نقاط کور برای نمادگذاری فقدان در رمان خود استفاده کرد.

we need to fill the blanknesses in our understanding of the topic.

ما باید خالی‌ها یا نقاط کور در درک خود از این موضوع را پر کنیم.

during meditation, i embraced the blanknesses of my thoughts.

در طول مدیتیشن، من خالی‌ها یا نقاط کور افکار خود را پذیرفتم.

his speech was filled with blanknesses that left the audience confused.

سخنرانی او با خالی‌ها یا نقاط کور پر شده بود که باعث سردرگمی مخاطبان شد.

the blanknesses of the document needed to be addressed before submission.

خالی‌ها یا نقاط کور سند باید قبل از ارسال رسیدگی شوند.

she stared at the blanknesses on the page, searching for inspiration.

او به خالی‌ها یا نقاط کور روی صفحه خیره شد و به دنبال الهام بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید