blazons

[ایالات متحده]/ˈbleɪzənz/
[بریتانیا]/ˈblæzən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور گسترده تبلیغ کردن; به طور عمومی یا با افتخار اعلام کردن; به طور خودنمایانه نمایش دادن

عبارات و ترکیب‌ها

blazons one's achievements

نمایش دادن دستاوردها

blazon the news

اعلام خبر

جملات نمونه

they blazon their achievements on the company website.

آنها دستاوردهای خود را در وب سایت شرکت به نمایش می‌گذارند.

the flag blazons the national emblem proudly.

پرچم به افتخار نشان ملی مزین شده است.

she blazons her love for art through her vibrant paintings.

او عشق خود به هنر را از طریق نقاشی‌های زنده خود به نمایش می‌گذارد.

his jacket blazons the logo of his favorite band.

ژاکت او لوگوی گروه مورد علاقه اش را به نمایش می‌گذارد.

the magazine blazons the latest fashion trends.

مجله آخرین روند های مد را به نمایش می‌گذارد.

they blazon their commitment to sustainability in their marketing.

آنها تعهد خود به پایداری را در بازاریابی خود به نمایش می‌گذارند.

the mural blazons the history of the community.

دیوارنگاره تاریخ جامعه را به نمایش می‌گذارد.

he blazons his opinions loudly during debates.

او نظرات خود را در طول بحث‌ها با صدای بلند به نمایش می‌گذارد.

the trophy blazons the team's hard-earned victory.

جایزه پیروزی سخت به دست آمده تیم را به نمایش می‌گذارد.

they blazon their values in every aspect of their business.

آنها ارزش‌های خود را در هر جنبه از کسب و کار خود به نمایش می‌گذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید