bled

[ایالات متحده]/bld/
[بریتانیا]/bld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تضعیف شده، کاهش یافته، نازک شده
v. زمان گذشته bleed

عبارات و ترکیب‌ها

bled out

خونریزی شدید

bleed dry

کاملاً خشک کردن

bleed into

نفوذ کردن

bled white

کاملاً سفید شدن

bled profusely

خونریزی فراوان

bleeding edge

در حال پیشرفت

bleed money

پول خرج کردن

a bleeding wound

زخم خونریزی دهنده

bled him dry

او را کاملاً خشک کرد

جملات نمونه

he bled after falling off his bike.

او پس از افتادن از دوچرخه خونریزی کرد.

the soldier bled from his wounds.

سرباز از زخم‌هایش خونریزی می‌کرد.

she bled for several hours before getting help.

او قبل از دریافت کمک چندین ساعت خونریزی کرد.

the cut on his hand bled profusely.

برش روی دستش به شدت خونریزی می‌کرد.

he bled blue and gold, supporting his team.

او به رنگ آبی و طلایی خونریزی می‌کرد و از تیمش حمایت می‌کرد.

she bled during the surgery but recovered quickly.

او در حین عمل جراحی خونریزی کرد اما به سرعت بهبودی یافت.

the athlete bled after the intense match.

ورزشکار پس از مسابقه شدید خونریزی کرد.

he bled out before the paramedics arrived.

او قبل از رسیدن امدادگران از خون بیهوش شد.

the painting bled colors into one another.

رنگ‌های نقاشی به یکدیگر نشت کردند.

she bled her heart into the song she wrote.

او تمام وجودش را در آهنگي که نوشت، گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید