bled out
خونریزی شدید
bleed dry
کاملاً خشک کردن
bleed into
نفوذ کردن
bled white
کاملاً سفید شدن
bled profusely
خونریزی فراوان
bleeding edge
در حال پیشرفت
bleed money
پول خرج کردن
a bleeding wound
زخم خونریزی دهنده
bled him dry
او را کاملاً خشک کرد
he bled after falling off his bike.
او پس از افتادن از دوچرخه خونریزی کرد.
the soldier bled from his wounds.
سرباز از زخمهایش خونریزی میکرد.
she bled for several hours before getting help.
او قبل از دریافت کمک چندین ساعت خونریزی کرد.
the cut on his hand bled profusely.
برش روی دستش به شدت خونریزی میکرد.
he bled blue and gold, supporting his team.
او به رنگ آبی و طلایی خونریزی میکرد و از تیمش حمایت میکرد.
she bled during the surgery but recovered quickly.
او در حین عمل جراحی خونریزی کرد اما به سرعت بهبودی یافت.
the athlete bled after the intense match.
ورزشکار پس از مسابقه شدید خونریزی کرد.
he bled out before the paramedics arrived.
او قبل از رسیدن امدادگران از خون بیهوش شد.
the painting bled colors into one another.
رنگهای نقاشی به یکدیگر نشت کردند.
she bled her heart into the song she wrote.
او تمام وجودش را در آهنگي که نوشت، گذاشت.
bled out
خونریزی شدید
bleed dry
کاملاً خشک کردن
bleed into
نفوذ کردن
bled white
کاملاً سفید شدن
bled profusely
خونریزی فراوان
bleeding edge
در حال پیشرفت
bleed money
پول خرج کردن
a bleeding wound
زخم خونریزی دهنده
bled him dry
او را کاملاً خشک کرد
he bled after falling off his bike.
او پس از افتادن از دوچرخه خونریزی کرد.
the soldier bled from his wounds.
سرباز از زخمهایش خونریزی میکرد.
she bled for several hours before getting help.
او قبل از دریافت کمک چندین ساعت خونریزی کرد.
the cut on his hand bled profusely.
برش روی دستش به شدت خونریزی میکرد.
he bled blue and gold, supporting his team.
او به رنگ آبی و طلایی خونریزی میکرد و از تیمش حمایت میکرد.
she bled during the surgery but recovered quickly.
او در حین عمل جراحی خونریزی کرد اما به سرعت بهبودی یافت.
the athlete bled after the intense match.
ورزشکار پس از مسابقه شدید خونریزی کرد.
he bled out before the paramedics arrived.
او قبل از رسیدن امدادگران از خون بیهوش شد.
the painting bled colors into one another.
رنگهای نقاشی به یکدیگر نشت کردند.
she bled her heart into the song she wrote.
او تمام وجودش را در آهنگي که نوشت، گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید