blubbery

[ایالات متحده]/ˈblʌbəri/
[بریتانیا]/blʌˈbɛri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ظاهری نرم، گرد و تا حدودی بی‌فرم یا بافت، مانند چربی؛ چاق یا فربه.

عبارات و ترکیب‌ها

blubbery seal

فک چاق

blubbery cheeks

گونه‌های چاق

blubbery whale

نهنگ چاق

a blubbery figure

یک چهره چاق

جملات نمونه

the blubbery seal basked in the sun on the rocky shore.

فک چاق در آفتاب بر روی ساحل صخره‌ای آفتاب می‌گرفت.

she laughed at the blubbery sounds the baby made.

او به صداهای چاق کودک خندید.

the blubbery texture of the jelly made it hard to eat.

بافت چاق ژله خوردن را دشوار می‌کرد.

his blubbery lips were covered in chocolate.

لب‌های چاقش با شکلات پوشیده شده بودند.

we spotted a blubbery whale during our boat trip.

ما یک نهنگ چاق را در طول سفر قایقی خود دیدیم.

the blubbery texture of the fish surprised the chef.

بافت چاق ماهی باعث تعجب سرآشپز شد.

he made a blubbery mess while eating the ice cream.

او در حالی که بستنی می‌خورد، یک آشفتگی چاق درست کرد.

the blubbery sound of the seal echoed in the bay.

صدای چاق فک در خلیج طنین انداز شد.

her blubbery laughter filled the room with joy.

خنده چاق او اتاق را با شادی پر کرد.

he found the blubbery texture of the slime fascinating.

او بافت چاق اسلایم را جذاب یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید