bluepoints

[ایالات متحده]/bluːˈpɔɪnt/
[بریتانیا]/blo͞oˈpoɪnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی صدف خوراکی آبی بومی ساحل جنوبی لانگ آیلند؛ صدف بلوپوینت

عبارات و ترکیب‌ها

bluepoint certification

گواهینامه bluepoint

bluepoint service provider

ارائه دهنده خدمات bluepoint

bluepoint technology solutions

راه حل های فناوری bluepoint

achieve bluepoint status

به دست آوردن وضعیت bluepoint

bluepoint market leader

رهبر بازار bluepoint

جملات نمونه

the bluepoint cat is known for its striking appearance.

گربه آبی‌نقطه به خاطر ظاهر چشم‌نوازش معروف است.

many people prefer bluepoint siamese for their unique color.

بسیاری از مردم رنگ منحصر به فردشان، گربه سیامی آبی‌نقطه را ترجیح می‌دهند.

bluepoint markings can vary in intensity.

علامت‌های آبی‌نقطه می‌توانند از نظر شدت متفاوت باشند.

she adopted a bluepoint kitten from the shelter.

او یک توله گربه آبی‌نقطه را از پناهگاه به فرزندی پذیرفت.

bluepoint cats are often very affectionate.

گربه‌های آبی‌نقطه اغلب بسیار مهربان هستند.

training a bluepoint cat can be a rewarding experience.

آموزش یک گربه آبی‌نقطه می‌تواند یک تجربه پاداش‌دهنده باشد.

bluepoint cats thrive in loving environments.

گربه‌های آبی‌نقطه در محیط‌های پر از محبت شکوفا می‌شوند.

grooming a bluepoint requires regular attention.

آرايش یک گربه آبی‌نقطه نیاز به توجه منظم دارد.

bluepoint cats are known for their playful nature.

گربه‌های آبی‌نقطه به خاطر طبیعت بازیگوششان معروف هستند.

she loves the bluepoint breed for its elegance.

او به خاطر ظرافتش، نژاد آبی‌نقطه را دوست دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید