bluffness

[ایالات متحده]/blʌf.nəs/
[بریتانیا]/ˈblʌfnɪs/

ترجمه

n. کیفیت بی‌پرده یا صریح بودن؛ عدم تظاهر یا فریب.؛ عملی برای فریب دادن کسی با تظاهر به داشتن چیزی که ندارید، به ویژه در یک بازی پوکر.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

his bluffness during the negotiation surprised everyone.

رفتار فریبکارانه‌اش در طول مذاکرات همه را شگفت‌زده کرد.

the politician's bluffness was evident in his speech.

رفتار فریبکارانه سیاستمدار در سخنرانی‌اش آشکار بود.

she used her bluffness to gain an advantage in the game.

او از رفتار فریبکارانه‌اش برای به دست آوردن برتری در بازی استفاده کرد.

his bluffness failed to convince the skeptical audience.

رفتار فریبکارانه‌اش نتوانست مخاطبان شکاک را متقاعد کند.

bluffness can sometimes lead to unexpected outcomes.

رفتار فریبکارانه گاهی اوقات می‌تواند منجر به نتایج غیرمنتظره شود.

she recognized his bluffness and called his bluff.

او متوجه رفتار فریبکارانه‌اش شد و او را به چالش کشید.

the team's bluffness was a tactic to intimidate their opponents.

رفتار فریبکارانه تیم یک تاکتیک برای ترساندن حریفانشان بود.

his bluffness made it hard to trust his intentions.

رفتار فریبکارانه‌اش باعث می‌شد به سختی بتوان به نیاتش اعتماد کرد.

bluffness is often a sign of insecurity.

رفتار فریبکارانه اغلب نشانه‌ای از ناامنی است.

in poker, bluffness is a key strategy for winning.

در بازی پوکر، رفتار فریبکارانه یک استراتژی کلیدی برای برنده شدن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید