bravado

[ایالات متحده]/brəˈvɑːdəʊ/
[بریتانیا]/brəˈvɑːdoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمایشی از جسارت یا شجاعت؛ شجاعت بی‌پروا

عبارات و ترکیب‌ها

Show of bravado

نمایش جسارت

False bravado

جسارت کاذب

جملات نمونه

his bravado was ekdam finished.

جاه‌طلبی او کاملاً تمام شده بود.

the go-go bravado of the 1980s.

جاه‌طلبی دهه ۱۹۸۰.

He behaved aggressively out of bravado.

او به دلیل خودنمایی رفتار تهاجمی داشت.

The mob bravadoed a while but never got really violent.

گنگسترها مدتی با اعتماد به نفس رفتار کردند اما هرگز واقعاً خشن نشدند.

He displayed bravado to hide his fear.

او اعتماد به نفس خود را به نمایش گذاشت تا ترس خود را پنهان کند.

Her bravado only lasted until she was alone.

اعتماد به نفس او فقط تا زمانی که تنها بود دوام داشت.

The bravado of the young soldiers impressed their commander.

اعتماد به نفس سربازان جوان فرمانده آنها را تحت تأثیر قرار داد.

His bravado often got him into trouble.

جاه‌طلبی او اغلب باعث ایجاد مشکل برای او می‌شد.

She put on a show of bravado to mask her insecurities.

او برای پنهان کردن ناامنی‌های خود، نمایشی از اعتماد به نفس به نمایش گذاشت.

The criminal's bravado was his downfall.

اعتماد به نفس جنایتکار باعث سقوط او شد.

Don't mistake his bravado for genuine confidence.

جاه‌طلبی او را با اعتماد به نفس واقعی اشتباه نکنید.

Her bravado faded as the reality of the situation sank in.

با درک واقعیت، اعتماد به نفس او از بین رفت.

His bravado evaporated when faced with a real challenge.

با رویارویی با یک چالش واقعی، اعتماد به نفس او ناپدید شد.

The team's bravado helped them overcome their opponents.

اعتماد به نفس تیم به آنها کمک کرد تا بر حریفان خود غلبه کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید