bluffnesses

[ایالات متحده]/blʌfnəsiz/
[بریتانیا]/ˈblʌfˌnɛsɪz/

ترجمه

n. کیفیت بودن بی‌پرده یا صریح؛ صراحت، صداقت.

جملات نمونه

his bluffnesses often mislead his friends.

تظاهر او اغلب دوستانش را فریب می‌دهد.

she used her bluffnesses to win the game.

او از تظاهر خود برای بردن در بازی استفاده کرد.

in negotiations, bluffnesses can be a double-edged sword.

در مذاکرات، تظاهرها می‌تواند یک شمشیر دولمنده باشد.

his bluffnesses were quickly seen through by the experienced players.

تظاهر او به سرعت توسط بازیکنان با تجربه تشخیص داده شد.

bluffnesses can sometimes lead to unexpected outcomes.

تظاهرها گاهی اوقات می‌تواند منجر به نتایج غیرمنتظره شود.

she decided to drop her bluffnesses and be honest.

او تصمیم گرفت تظاهر خود را کنار بگذارد و صادق باشد.

his constant bluffnesses made it hard to trust him.

تظاهر‌های مداوم او باعث شد به سختی به او اعتماد کرد.

they recognized his bluffnesses as a tactic to gain control.

آنها تظاهر او را به عنوان تاکتیکی برای به دست گرفتن کنترل تشخیص دادند.

her bluffnesses were entertaining but ultimately unconvincing.

تظاهر او سرگرم‌کننده بود اما در نهایت قانع‌کننده نبود.

he relied on his bluffnesses to navigate through tough situations.

او برای عبور از شرایط سخت به تظاهر خود متکی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید