a boatload of coal.
یک محموله زغال سنگ.
the company has signed a boatload of distributors for the new product.
شرکت قراردادی با تعداد زیادی توزیع کننده برای محصول جدید امضا کرده است.
They made a boatload of money from the new business venture.
آنها از طریق این طرح تجاری جدید مقدار زیادی پول به دست آوردند.
We have a boatload of work to finish before the deadline.
ما قبل از مهلت مقرر حجم زیادی از کار برای انجام داریم.
The company received a boatload of complaints about their customer service.
شرکت تعداد زیادی شکایت در مورد خدمات مشتری خود دریافت کرد.
She brought a boatload of snacks for the road trip.
او مقدار زیادی میان وعده برای سفر جادهای با خود آورد.
The store had a boatload of inventory to clear out for the new season.
فروشگاه حجم زیادی از موجودی برای از بین بردن برای فصل جدید داشت.
He had a boatload of laundry to do after coming back from vacation.
او پس از بازگشت از تعطیلات حجم زیادی لباس برای شستن داشت.
They bought a boatload of books during the book sale.
آنها در حین حراج کتاب، تعداد زیادی کتاب خریدند.
The restaurant served a boatload of food at the buffet.
رستوران مقدار زیادی غذا را در مهمانی غذا سرو کرد.
She received a boatload of compliments on her new hairstyle.
او تحسین زیادی در مورد مدل موی جدیدش دریافت کرد.
There was a boatload of traffic on the highway during rush hour.
در ساعات شلوغی، ترافیک زیادی در اتوبان وجود داشت.
a boatload of coal.
یک محموله زغال سنگ.
the company has signed a boatload of distributors for the new product.
شرکت قراردادی با تعداد زیادی توزیع کننده برای محصول جدید امضا کرده است.
They made a boatload of money from the new business venture.
آنها از طریق این طرح تجاری جدید مقدار زیادی پول به دست آوردند.
We have a boatload of work to finish before the deadline.
ما قبل از مهلت مقرر حجم زیادی از کار برای انجام داریم.
The company received a boatload of complaints about their customer service.
شرکت تعداد زیادی شکایت در مورد خدمات مشتری خود دریافت کرد.
She brought a boatload of snacks for the road trip.
او مقدار زیادی میان وعده برای سفر جادهای با خود آورد.
The store had a boatload of inventory to clear out for the new season.
فروشگاه حجم زیادی از موجودی برای از بین بردن برای فصل جدید داشت.
He had a boatload of laundry to do after coming back from vacation.
او پس از بازگشت از تعطیلات حجم زیادی لباس برای شستن داشت.
They bought a boatload of books during the book sale.
آنها در حین حراج کتاب، تعداد زیادی کتاب خریدند.
The restaurant served a boatload of food at the buffet.
رستوران مقدار زیادی غذا را در مهمانی غذا سرو کرد.
She received a boatload of compliments on her new hairstyle.
او تحسین زیادی در مورد مدل موی جدیدش دریافت کرد.
There was a boatload of traffic on the highway during rush hour.
در ساعات شلوغی، ترافیک زیادی در اتوبان وجود داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید