bobbled

[ایالات متحده]/ˈbɒbləd/
[بریتانیا]/ˈbɑːbld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. توپ را انداختن یا به اشتباه مدیریت کردن، معمولاً در ورزش‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

bobbled the ball

توپ را دستپاچه کرد

bobbled his lines

خطوط خود را دستپاچه کرد

جملات نمونه

the player bobbled the ball during the game.

بازیکنی توپ را در حین بازی دست و پا کرد.

she bobbled her words while giving the speech.

او در حین ایراد سخنرانی، کلمات خود را به هم ریخت.

he bobbled the catch, allowing the runner to score.

او توپ را در حین گرفتن، رها کرد و به بازیکن حریف اجازه گلزنی داد.

the child bobbled the toy as he played.

کودک در حین بازی، اسباب‌بازی را دست و پا کرد.

during the presentation, she bobbled the key points.

در حین ارائه، او نکات کلیدی را به هم ریخت.

he bobbled his drink and spilled it everywhere.

او نوشیدنی خود را دست و پا کرد و آن را همه جا ریخت.

they bobbled the choreography during the performance.

آنها رقص را در حین اجرا به هم ریختند.

the dog bobbled the frisbee before catching it.

سگ قبل از گرفتن، دیسک را دست و پا کرد.

she bobbled the puzzle pieces while trying to fit them.

او در حین تلاش برای جا دادن آنها، قطعات پازل را به هم ریخت.

he bobbled his way through the crowded room.

او با دست و پا در میان جمعیت حرکت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید