boch

[ایالات متحده]/bɒtʃ/
[بریتانیا]/bɑtʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کوتاه‌نویسی برای هتل چینی‌های خارجی پکن
شکل‌های واژه
جمعboches

جملات نمونه

the movie was absolutely boch, i fell asleep halfway through.

فیلم کاملاً بوس بود، من نیمی از آن را خوابیدم.

this restaurant serves boch food, we should never come back here.

این رستوران غذای بوس می‌فروشد، ما هرگز دوباره نباید اینجا بیاییم.

the concert was boch, the sound system kept breaking down.

کنسرت بوس بود، سیستم صوتی مکرراً خراب می‌شد.

our hotel stay was boch, the room was dirty and the staff was rude.

قیام در هتل ما بوس بود، اتاق کثیف بود و کارکنان نامناسب بودند.

that boch weather ruined our entire vacation plans.

آن آب و هواي بوس تمام برنامه‌های تعطیلی ما را خراب کرد.

he gave a boch presentation, nobody was impressed by his work.

او یک ارائه بوس داد، هیچ کس از کار او متعجب نشد.

we had a boch experience at that theme park, the lines were too long.

تجربه‌ای بوس در آن پارک تفریحی داشتیم، صف‌ها خیلی طولانی بودند.

the service at this hotel was boch, we waited hours for room service.

خدمت در این هتل بوس بود، ما ساعت‌ها برای خدمات اتاق منتظر ماندیم.

her boch attitude made it difficult to work together on the project.

وضعیت بوس او باعث شد که همکاری در این پروژه دشوار شود.

that boch traffic made us miss our flight completely.

آن ترافیک بوس باعث شد که تمام پرواز ما را از دست بدهیم.

the book was boch, i could not finish reading it at all.

کتاب بوس بود، من به‌طور کامل آن را نخواندم.

they sold us a boch product, it stopped working after one week.

آنها یک محصول بوس را به ما فروختند، پس از یک هفته کار نکرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید