bodes

[ایالات متحده]/boʊdz/
[بریتانیا]/boʊdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای نشان دادن یا پیشنهاد دادن چیزی که در آینده اتفاق خواهد افتاد؛ نشانه‌ای از چیزی بودن؛ برای یک دوره زمانی در جایی منتظر ماندن یا ماندن؛ باقی ماندن

عبارات و ترکیب‌ها

bodes well for

خوش یمن است برای

bodes ill for

بد یمن است برای

this bodes well

این خوش یمن است

bodes no good

خوش یمن نیست

جملات نمونه

the dark clouds bodes a storm approaching.

ابرهای تیره نشان‌دهنده قریب‌الوقوع بودن طوفه است.

this news bodes well for the economy.

این خبرها برای اقتصاد خبرهای خوبی است.

the team's victory bodes great things for their future.

پیروزی تیم نشان‌دهنده آینده‌ای روشن برای آنها است.

his sudden departure bodes trouble for the project.

رفتن ناگهانی او نشان‌دهنده مشکلاتی برای پروژه است.

the success of this event bodes well for next year's festival.

موفقیت این رویداد خبرهای خوبی برای جشنواره سال آینده است.

the rising temperatures bodes a change in climate.

افزایش دما نشان‌دهنده تغییراتی در آب و هوا است.

her smile bodes happiness in their relationship.

لبخند او نشان‌دهنده خوشبختی در رابطه آنها است.

the increased sales bodes a positive trend for the company.

افزایش فروش نشان‌دهنده روند مثبتی برای شرکت است.

the early blooms bodes a warm spring ahead.

شکوفه‌های زودهنگام نشان‌دهنده یک بهار گرم پیش رو است.

the whispers in the office bodes changes in management.

همه‌نگویی‌ها در دفتر نشان‌دهنده تغییراتی در مدیریت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید