bodybuilder diet
رژیم بدنساز
be a bodybuilder
یک بدنساز باشید
bodybuilder training
تمرینات بدنسازی
aspiring bodybuilder
بدنساز آیندهدار
bodybuilder physique
اندام بدنساز
famous bodybuilder
بدنساز مشهور
the bodybuilder meticulously tracked his macros for optimal muscle growth.
بدنساز به دقت ماکروها را برای رشد عضلانی بهینه ردیابی کرد.
she admired the bodybuilder's impressive physique and dedication.
او اندام و تعهد چشمگیر بدنساز را تحسین کرد.
he's a competitive bodybuilder aiming for a national title.
او یک بدنساز رقابتی است که برای کسب عنوان ملی تلاش می کند.
the bodybuilder spent hours in the gym each week.
بدنساز هر هفته ساعت ها در باشگاه بدنسازی وقت می گذراند.
many bodybuilders use protein supplements to aid recovery.
بسیاری از بدنسازان از مکمل های پروتئینی برای کمک به ریکاوری استفاده می کنند.
he transitioned from a skinny teenager to a powerful bodybuilder.
او از یک نوجوان لاغر به یک بدنساز قدرتمند تبدیل شد.
the bodybuilder's posing routine was flawless and captivating.
روتین حرکات نمایشی بدنساز بی نقص و جذاب بود.
she is a female bodybuilder breaking stereotypes in the fitness world.
او یک بدنساز زن است که در دنیای تناسب اندام کلیشه ها را می شکند.
the bodybuilder demonstrated incredible strength during the competition.
بدنساز قدرت باورنکردنی خود را در طول مسابقه نشان داد.
he inspired many to become a bodybuilder and pursue their fitness goals.
او الهام بخش بسیاری برای تبدیل شدن به یک بدنساز و دنبال کردن اهداف تناسب اندام خود شد.
the experienced bodybuilder offered advice to the younger athletes.
بدنساز با تجربه به ورزشکاران جوان توصیه هایی داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید