boffs

[ایالات متحده]/bɒf/
[بریتانیا]/bahf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک خنده بلند، یک شوخی گفته شده برای خنده، یا یک نمایش/عمل محبوب که به شوخی متکی است.

عبارات و ترکیب‌ها

complete boff

باف کامل

جملات نمونه

he managed to boff the competition with his innovative ideas.

او با ایده‌های نوآورانه خود توانست رقابت را شکست دهد.

she boffed the presentation, impressing everyone in the room.

او ارائه‌دهنده را به شکلی ارائه داد که همه را در اتاق تحت تاثیر قرار داد.

the comedian's jokes boffed the audience, leaving them in stitches.

جک‌های کمدین باعث خنده‌دار شدن مخاطبان شد و آن‌ها را به شدت خنداند.

his performance in the play really boffed the critics.

اجرای او در نمایش واقعاً منتقدان را تحت تاثیر قرار داد.

after months of hard work, they finally boffed the project.

پس از ماه‌های تلاش سخت، آن‌ها سرانجام پروژه را به اتمام رساندند.

she boffed the exam, achieving the highest score in her class.

او در امتحان نمره بالایی کسب کرد و بهترین نمره را در بین همکلاسی‌هایش به دست آورد.

his ability to boff under pressure is truly remarkable.

توانایی او در عملکرد خوب تحت فشار واقعاً قابل توجه است.

the team boffed their rivals in the final match.

تیم در مسابقه نهایی رقبای خود را شکست داد.

she boffed the cooking challenge with her delicious dish.

او با غذای خوشمزه خود چالش آشپزی را به خوبی انجام داد.

his quick thinking helped him boff the tricky situation.

تفکر سریع او به او کمک کرد تا از این موقعیت دشوار عبور کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید