boilings

[ایالات متحده]/ˈbɔɪlɪŋz/
[بریتانیا]/ˈboʊɪlɪŋz/

ترجمه

v. شکل حال حاضر از جوشیدن؛ جوشاندن (چیزی)
n. عمل جوشاندن؛ مقدار مایعی که به طور همزمان جوشانده می‌شود؛ حالت یا فرآیند جوشیدن؛ عمل هم زدن یا مخلوط کردن چیزی به شدت؛ سرباره‌ای که از کوره سرریز شده است
adj. در حال جوش؛ داغ و حباب‌دار

عبارات و ترکیب‌ها

boilings of anger

خشم جوشش

boilings point

نقطه جوشش

boilings over

سر رفتن

جملات نمونه

the boilings of the water indicate that it's ready for cooking.

جوشیدن آب نشان می‌دهد که برای پخت و پز آماده است.

he watched the boilings in the pot with great interest.

او با علاقه زیاد به تماشای جوشیدن قابلمه نگاه کرد.

boilings can create a lot of steam in the kitchen.

جوشیدن می‌تواند مقدار زیادی بخار در آشپزخانه ایجاد کند.

the boilings of the soup filled the room with a delicious aroma.

جوشیدن سوپ، اتاق را با عطر دلپذیری پر کرد.

she carefully monitored the boilings to avoid overflows.

او برای جلوگیری از سرریز شدن، با دقت جوشیدن را زیر نظر داشت.

boilings are essential for making pasta and rice.

جوشیدن برای تهیه پاستا و برنج ضروری است.

the boilings of the lava created a stunning view.

جوشیدن گدازه منظره‌ای خیره‌کننده ایجاد کرد.

he could hear the boilings from the kitchen while he was in the living room.

او می‌توانست صدای جوشیدن را از آشپزخانه بشنود در حالی که در اتاق نشیمن بود.

she added vegetables to the boilings to enhance the flavor.

او سبزیجات را به جوشیدن اضافه کرد تا طعم آن را بهبود بخشد.

understanding the boilings of water is crucial for cooking.

درک جوشیدن آب برای آشپزی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید