bolas

[ایالات متحده]/ˈbəʊləs/
[بریتانیا]/ˈboʊləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجموعه‌ای از وزنه‌ها یا توپ‌ها که با طناب متصل شده‌اند و برای شکار حیوانات استفاده می‌شود.; جمع bola.

عبارات و ترکیب‌ها

throw bolas

پرتاب بولاس

bolas of yarn

بولاس‌های نخ‌بافته

wrapped in bolas

پیچیده در بولاس

the bolas swung

بولاس‌ها تاب خوردند

bolas as weapons

بولاس به عنوان سلاح

traditional bolas skills

مهارت‌های سنتی بولاس

جملات نمونه

the gaucho skillfully threw the bolas to catch the runaway cattle.

گاوچو به طرز ماهرانه ای با استفاده از بولاس، گاوهای فراری را به دام انداخت.

he practiced using bolas to improve his hunting skills.

او برای بهبود مهارت های شکار خود تمرین استفاده از بولاس کرد.

the artist created a sculpture inspired by traditional bolas.

هنرمند مجسمه‌ای خلق کرد که از بولاس سنتی الهام گرفته بود.

in the game, players can use bolas to immobilize their opponents.

در بازی، بازیکنان می توانند از بولاس برای بی حرکت کردن حریفان خود استفاده کنند.

she learned how to make her own bolas from local materials.

او یاد گرفت که چگونه بولاس خود را از مواد محلی بسازد.

during the festival, there was a demonstration of bolas throwing.

در طول جشنواره، نمایشی از پرتاب بولاس وجود داشت.

the bolas are traditionally made of leather and weighted with stones.

بولاس به طور سنتی از چرم ساخته می شود و با سنگ ها وزن می شود.

he admired the craftsmanship of the handmade bolas at the market.

او از مهارت ساخت بولاس های دست ساز در بازار تحسین کرد.

using bolas requires practice and precision to be effective.

استفاده از بولاس نیاز به تمرین و دقت دارد تا مؤثر باشد.

the bolas were an essential tool for the indigenous people of south america.

بولاس ابزاری ضروری برای مردم بومی آمریکای جنوبی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید