bombastically announce
اعلام با غرور
bombastically describe
توصیف با غرور
bombastically exaggerate
اغراق با غرور
bombastically proclaim
اعلام با غرور
bombastically defend
دفاع با غرور
bombastically criticize
انتقاد با غرور
bombastically boast
خودستایی با غرور
bombastically argue
بحث با غرور
bombastically respond
پاسخ با غرور
bombastically reject
رد با غرور
he spoke bombastically at the conference, trying to impress everyone.
او با لحنی خودبَرنامهانه در کنفرانس صحبت کرد و سعی کرد همه را تحت تأثیر قرار دهد.
her bombastically delivered speech left the audience bewildered.
سخنرانی او که با لحنی خودبَرنامهانه ارائه شد، مخاطبان را متحیر کرد.
they wrote a bombastically worded proposal to secure funding.
آنها یک پیشنهاد با لحنی خودبَرنامهانه نوشتند تا بودجه را تامین کنند.
his bombastically confident attitude often overshadowed his actual skills.
حرفهای او که با اعتماد به نفس خودبَرنامهانه بود، اغلب مهارتهای واقعی او را تحت الشعاع قرار میداد.
she tends to express her opinions bombastically, which can be off-putting.
او معمولاً نظرات خود را به صورت خودبَرنامهانه بیان میکند که میتواند آزاردهنده باشد.
the novel was criticized for its bombastically elaborate prose.
این رمان به دلیل نثر پیچیده و خودبَرنامهانه مورد انتقاد قرار گرفت.
during the debate, he bombastically claimed victory before the results were announced.
در طول بحث، او قبل از اعلام نتایج به طور خودبَرنامهانه ادعای پیروزی کرد.
her bombastically optimistic view of the project was not shared by the team.
دیدگاه خوشبینانه و خودبَرنامهانه او نسبت به پروژه با تیم به اشتراک گذاشته نشد.
he tends to write bombastically, using complex words unnecessarily.
او معمولاً به صورت خودبَرنامهانه مینویسد و از کلمات پیچیده به طور غیرضروری استفاده میکند.
the presentation was filled with bombastically exaggerated claims.
ارائه با ادعاهای اغراقآمیز و خودبَرنامهانه پر شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید