bombings

[ایالات متحده]/ˈbɒmbɪŋz/
[بریتانیا]/ˈbɑːmɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل بمب‌گذاری؛ یک مورد بمب‌گذاری

عبارات و ترکیب‌ها

bombings in progress

در حال انجام بمباران‌ها

series of bombings

مجموعه‌ای از بمباران‌ها

prevent future bombings

جلوگیری از بمباران‌های آینده

suspected bombings

بمباران‌های مشکوک

bombings investigation

تحقیقات مربوط به بمباران‌ها

victims of bombings

مصدومین بمباران‌ها

condemn the bombings

محکوم کردن بمباران‌ها

terrorist bombings

بمباران‌های تروریستی

history of bombings

تاریخچه بمباران‌ها

bombing campaigns

کمپین‌های بمباران

جملات نمونه

the bombings caused widespread panic in the city.

انفجارها باعث وحشت گسترده در شهر شد.

authorities are investigating the recent bombings.

مقامات در حال تحقیق در مورد بمباران های اخیر هستند.

the bombings resulted in significant casualties.

بمباران ها منجر به تلفات قابل توجهی شد.

witnesses described the bombings as terrifying.

شاهدان صحنه، بمباران ها را وحشتناک توصیف کردند.

the government condemned the bombings.

دولت بمباران ها را محکوم کرد.

emergency services responded quickly to the bombings.

خدمات اورژانس به سرعت به بمباران ها پاسخ دادند.

security measures were heightened after the bombings.

پس از بمباران ها، اقدامات امنیتی تشدید شد.

many people held vigils for the victims of the bombings.

بسیاری از مردم برای قربانیان بمباران ها برافراشتند.

the bombings were part of a coordinated attack.

بمباران ها بخشی از یک حمله هماهنگ بود.

journalists reported live from the scene of the bombings.

روزنامه نگاران به طور زنده از صحنه بمباران ها گزارش دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید