bon

[ایالات متحده]/bɔ:n/
[بریتانیا]/bɑn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خوب؛ راضی‌کننده

عبارات و ترکیب‌ها

bon appétit

نوش جان

bon voyage

سفر خوش

جملات نمونه

gigantic bones of antediluvian animals.

استخوان‌های غول پیکر حیوانات باستانی.

the bare bones of the plot.

اسکلت اصلی طرح.

where the two bones join.

جایی که دو استخوان به هم متصل می شوند.

she was fine-boned and boyishly slim.

او استخوان های ظریفی داشت و لاغر و پسرانه بود.

her bones became fragile and brittle.

استخوان های او شکننده و ترد شدند.

The thighbone articulates with the bones of the hip.

استخوان ران با استخوان‌های لگن مفصل می‌شود.

this'll put meat on your bones!.

این به استخوان های شما گوشت اضافه می کند!

dogs’ bones soon set.

استخوان های سگ ها به زودی در جای خود قرار می گیرند.

hew their bones in sunder!.

استخوان های آنها را به تیکه های کوچک تقسیم کنید!

They make no bones about their dislike for each other.

آنها در مورد عدم علاقه خود به یکدیگر هیچ ابایی ندارند.

Hard words break no bones.

حرف های سخت استخوان نمی شکنند.

outlined the bare bones of the proposal.

خلاصه ای از طرح را ترسیم کرد.

Before the Bon Coing is shut!"

قبل از اینکه Bon Coing بسته شود!

Some of my bones can unhinge.

بعضی از استخوان های من می توانند از هم جدا شوند.

X-ray examination of bones in the body

بررسی اشعه ایکس استخوان های بدن

Her bones were laid to rest.

استخوان های او در آرامش قرار گرفتند.

They make no bones about how they left.

آنها در مورد نحوه ترکشان ابایی ندارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید