bonces

[ایالات متحده]/bɒns/
[بریتانیا]/bɑːns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سر; جمجمه

عبارات و ترکیب‌ها

bonce around

پرش کردن

have a bonce

لذت بردن

a real bonce

یک پرش واقعی

جملات نمونه

he bumped his bonce against the door frame.

او به قاب در برخورد کرد.

she has a thick bonce and rarely gets headaches.

او یک برآمدگی بزرگ دارد و به ندرت سردرد می‌گیرد.

be careful not to knock your bonce on the low ceiling.

مراقب باشید سر خود را به سقف پایین نزنید.

after the fall, he had a big bump on his bonce.

بعد از سقوط، او یک برآمدگی بزرگ روی سرش داشت.

his bonce is full of great ideas for the project.

سرش پر از ایده‌های عالی برای پروژه است.

she always wears a hat to protect her bonce from the sun.

او همیشه یک کلاه می‌پوشد تا سرش را از نور خورشید محافظت کند.

he gave his bonce a shake to clear his thoughts.

او سرش را تکان داد تا افکارش را مرتب کند.

she joked about having a hard bonce after the exam.

او شوخی کرد که بعد از امتحان سر سختی دارد.

he has a bonce for numbers and calculations.

او در اعداد و محاسبات سر خوبی دارد.

after the accident, he had to wear a helmet to protect his bonce.

بعد از حادثه، او مجبور شد برای محافظت از سرش کلاه ایمنی بپوشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید