bondmaid

[ایالات متحده]/bɒndmeɪd/
[بریتانیا]/ˈbɑːndˌmeɪd/

ترجمه

n. یک برده یا خدمتکار زن که به کار برای شخص دیگری موظف است.
Word Forms
جمعbondmaids

عبارات و ترکیب‌ها

bondmaid's life

زندگی خدمتکار

a former bondmaid

یک خدمتکار سابق

bondmaids' duties

وظایف خدمتکاران

bondmaid's freedom

آزادی خدمتکار

the bondmaid's story

داستان خدمتکار

bondmaids in history

خدمتکاران در تاریخ

traditions surrounding bondmaids

رسوم پیرامون خدمتکاران

bondmaid's perspective

دیدگاه خدمتکار

جملات نمونه

the bondmaid served her mistress faithfully for many years.

خدمتکار با وفا سال‌ها به ارباب خود خدمت کرد.

in ancient times, a bondmaid had few rights.

در زمان‌های قدیم، یک خدمتکار حقوق کمی داشت.

the bondmaid was treated kindly by her employer.

خدمتکار توسط کارفرمای خود با مهربانی رفتار می‌شد.

many bondmaids lived in servitude without hope of freedom.

بسیاری از خدمتکاران بدون هیچ امیدی به آزادی در بردگی زندگی می‌کردند.

she learned the skills of a bondmaid from her mother.

او مهارت‌های یک خدمتکار را از مادرش یاد گرفت.

the bondmaid's duties included cooking and cleaning.

وظایف خدمتکار شامل آشپزی و نظافت می‌شد.

as a bondmaid, she had to wake up early every day.

به عنوان یک خدمتکار، او باید هر روز زود بیدار می‌شد.

in literature, the bondmaid often represents the oppressed.

در ادبیات، خدمتکار اغلب نمادی از سرکوب‌شدگان است.

the bondmaid formed a close bond with the children she cared for.

خدمتکار پیوندی نزدیک با کودکانی که از آن‌ها مراقبت می‌کرد، برقرار کرد.

her story as a bondmaid highlights the struggles of many women.

داستان او به عنوان یک خدمتکار، مبارزات بسیاری از زنان را برجسته می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید