exude bookishness
نشان دادن علاقه به کتاب
overcome by bookishness
غرق شدن در کتابدوستی
embracing bookishness
پذیرش علاقه به کتاب
cultivate bookishness
پرورش علاقه به کتاب
a charming bookishness
یک علاقه به کتاب دلربا
hint of bookishness
اشارهای به علاقه به کتاب
her bookishness made her an excellent student.
کتابدوستی او باعث میشد دانشجوی بسیار خوبی باشد.
his bookishness often led to social awkwardness.
کتابدوستی او اغلب منجر به خجالت اجتماعی میشد.
she embraced her bookishness and joined a reading club.
او کتابدوستی خود را پذیرفت و به یک باشگاه کتابخوانی پیوست.
bookishness can be a valuable trait in academia.
کتابدوستی میتواند یک ویژگی ارزشمند در دانشگاه باشد.
his bookishness was evident in his extensive library.
کتابدوستی او در کتابخانه بزرگش آشکار بود.
despite her bookishness, she was very popular among her peers.
با وجود کتابدوستیاش، او در بین همسالانش بسیار محبوب بود.
her bookishness often drew her into deep discussions.
کتابدوستی او اغلب او را به بحثهای عمیق میکشاند.
he was proud of his bookishness and loved to share knowledge.
او به کتابدوستی خود افتخار میکرد و عاشق به اشتراک گذاشتن دانش بود.
bookishness can sometimes be misunderstood as aloofness.
کتابدوستی گاهی اوقات ممکن است به عنوان بیعلاقه بودن تفسیر شود.
her bookishness inspired her friends to read more.
کتابدوستی او دوستانش را به خواندن بیشتر تشویق کرد.
exude bookishness
نشان دادن علاقه به کتاب
overcome by bookishness
غرق شدن در کتابدوستی
embracing bookishness
پذیرش علاقه به کتاب
cultivate bookishness
پرورش علاقه به کتاب
a charming bookishness
یک علاقه به کتاب دلربا
hint of bookishness
اشارهای به علاقه به کتاب
her bookishness made her an excellent student.
کتابدوستی او باعث میشد دانشجوی بسیار خوبی باشد.
his bookishness often led to social awkwardness.
کتابدوستی او اغلب منجر به خجالت اجتماعی میشد.
she embraced her bookishness and joined a reading club.
او کتابدوستی خود را پذیرفت و به یک باشگاه کتابخوانی پیوست.
bookishness can be a valuable trait in academia.
کتابدوستی میتواند یک ویژگی ارزشمند در دانشگاه باشد.
his bookishness was evident in his extensive library.
کتابدوستی او در کتابخانه بزرگش آشکار بود.
despite her bookishness, she was very popular among her peers.
با وجود کتابدوستیاش، او در بین همسالانش بسیار محبوب بود.
her bookishness often drew her into deep discussions.
کتابدوستی او اغلب او را به بحثهای عمیق میکشاند.
he was proud of his bookishness and loved to share knowledge.
او به کتابدوستی خود افتخار میکرد و عاشق به اشتراک گذاشتن دانش بود.
bookishness can sometimes be misunderstood as aloofness.
کتابدوستی گاهی اوقات ممکن است به عنوان بیعلاقه بودن تفسیر شود.
her bookishness inspired her friends to read more.
کتابدوستی او دوستانش را به خواندن بیشتر تشویق کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید