bookstock

[ایالات متحده]/ˈbʊkstɒk/
[بریتانیا]/ˈbʊkstɑːk/

ترجمه

n. مجموعه‌ای از کتاب‌ها یا دارایی‌های کتابخانه‌ای؛ فهرست کتاب‌ها؛ دفاتر حساب‌های مالی یا کتاب‌های حساب؛ دفترچه‌های کتابخانه‌ای؛ دفاتر بدهکاری عمومی یا ثبت اوراق بهادار.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

check bookstock

بررسی موجودی کتاب

bookstock levels

سطح موجودی کتاب

bookstock management

مدیریت موجودی کتاب

low bookstock

کمبود موجودی کتاب

bookstock inventory

انبار موجودی کتاب

update bookstock

به‌روزرسانی موجودی کتاب

bookstock shortage

کمبود موجودی کتاب

reorder bookstock

تکرار سفارش موجودی کتاب

bookstock audit

بررسی موجودی کتاب

monitor bookstock

پایش موجودی کتاب

جملات نمونه

the library's bookstock is now managed through a digital database for efficient tracking.

موجودی کتاب کتابخانه اکنون از طریق یک پایگاه داده دیجیتال مدیریت می‌شود تا پیگیری به طور کارآمد انجام شود.

the bookstore needs to audit its bookstock to identify damaged or missing items.

کتابفروشی نیاز دارد تا موجودی کتاب خود را بررسی کند تا موارد آسیب دیده یا گم شده را شناسایی کند.

maintaining adequate bookstock is essential for meeting customer demand during peak seasons.

حفظ موجودی کتاب کافی برای برآوردن تقاضای مشتریان در فصل‌های پیک ضروری است.

the publisher expanded its bookstock to include more diverse titles from emerging authors.

ناشر موجودی کتاب خود را گسترش داد تا عنوان‌های متنوع‌تر از نویسندگان نوظهور را شامل شود.

humidity control is critical for preserving the bookstock in the rare books collection.

کنترل رطوبت برای حفظ موجودی کتاب در جمعیت کتاب‌های نادر حیاتی است.

the online retailer optimized its bookstock based on browsing patterns and purchase history.

فروشنده آنلاین موجودی کتاب خود را بر اساس الگوهای بازدید و تاریخچه خرید بهینه کرد.

limited shelf space requires careful rotation of bookstock to feature new arrivals.

فضای محدود رف کتاب نیاز به چرخاندن دقت‌آمیز موجودی کتاب برای نمایش واریزه‌های جدید دارد.

the school library reduced its bookstock by donating outdated textbooks to community centers.

کتابخانه مدرسه موجودی کتاب خود را کاهش داد با اهدا کردن کتاب‌های درسی منسوخ به مراکز اجتماعی.

inventory software helps track bookstock movements in real time across all store locations.

نرم‌افزار موجودی کمک می‌کند تا حرکات موجودی کتاب را در زمان واقعی در تمام مکان‌های فروشگاهی پیگیری کند.

antique dealers carefully assess the condition of bookstock before assigning monetary values.

فروشندگان آنتیک قبل از انتساب ارزش مالی، به دقت وضعیت موجودی کتاب را ارزیابی می‌کنند.

the publishing house maintained substantial bookstock in multiple warehouses to ensure quick delivery.

شرکت ناشر موجودی کتاب قابل توجهی را در چند انبار حفظ کرد تا تحویل سریع تضمین شود.

seasonal clearance sales help reduce excess bookstock and generate additional revenue.

فروش‌های تمیز کردن فصلی کمک می‌کند تا اضافه موجودی کتاب کاهش یابد و درآمد اضافی تولید شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید