boorishnesses

[ایالات متحده]/ˈbʊərɪʃnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈbʊrɪʃnɛsiz/

ترجمه

n. کیفیت بی‌ادبی؛ بی‌ادبی یا کمبود آداب.

جملات نمونه

his boorishnesses at the party made everyone uncomfortable.

رفتار بی‌ادبانه او در مهمانی باعث ناراحتی همه شد.

we should address the boorishnesses displayed by some guests.

ما باید به رفتارهای بی‌ادبانه نشان داده شده توسط برخی از مهمانان رسیدگی کنیم.

her boorishnesses often lead to misunderstandings.

رفتارهای بی‌ادبانه او اغلب منجر به سوء تفاهم می شود.

the teacher warned the students about their boorishnesses.

معلم به دانش آموزان در مورد رفتارهای بی‌ادبانه خودشان هشدار داد.

despite his boorishnesses, he has a good heart.

با وجود رفتارهای بی‌ادبانه او، قلب خوبی دارد.

her boorishnesses were overlooked because of her talent.

رفتارهای بی‌ادبانه او نادیده گرفته شد زیرا او بااستعداد بود.

we cannot tolerate such boorishnesses in our community.

ما نمی توانیم چنین رفتارهای بی‌ادبانه ای را در جامعه خود تحمل کنیم.

his frequent boorishnesses alienated his friends.

رفتارهای بی‌ادبانه مکرر او دوستانش را از او دور کرد.

the boorishnesses of the tourists annoyed the locals.

رفتارهای بی‌ادبانه گردشگران مردم محلی را آزرده خاطر کرد.

she apologized for her boorishnesses during the meeting.

او برای رفتارهای بی‌ادبانه خود در طول جلسه عذرخواهی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید