bootprint

[ایالات متحده]/buːtprɪnt/
[بریتانیا]/boʊtprɪnt/

ترجمه

n. نشانه‌ای که توسط یک چکمه باقی مانده است.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

discover ancient bootprints

کشف ردپای باستانی

جملات نمونه

he noticed a bootprint in the mud.

او ردپای چکمه‌ای را در گل مشاهده کرد.

the detective examined the bootprint for clues.

مامور پلیس ردپا را برای یافتن سرنخ بررسی کرد.

she followed the bootprint to find the lost hiker.

او ردپا را دنبال کرد تا کوهنورد گم‌شده را پیدا کند.

the bootprint led us to the suspect's hideout.

ردپا ما را به مخفیگاه مظنون رساند.

they took a cast of the bootprint for analysis.

آنها برای تجزیه و تحلیل، نمونه‌ای از ردپا گرفتند.

after the storm, the bootprint was still visible.

بعد از طوفان، ردپا هنوز قابل مشاهده بود.

he made a bootprint in the fresh snow.

او ردپایی در برف تازه ایجاد کرد.

the bootprint matched the suspect's shoes.

ردپا با کفش‌های مظنون مطابقت داشت.

they documented the bootprint as evidence.

آنها ردپا را به عنوان مدرک مستند کردند.

the size of the bootprint indicated a large person.

اندازه ردپا نشان دهنده یک فرد بزرگ بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید