bopeep

[ایالات متحده]/bəˈpiːp/
[بریتانیا]/bəˈpiːp/

ترجمه

n. یک بازی کودکان از قایم‌موشک.
Word Forms
جمعbopeeps

جملات نمونه

she loves to play bopeep with her little brother.

او عاشق بازی کردن با برادر کوچکش در بازی «بوپیپ» است.

the children giggled while playing bopeep in the garden.

کودکان در حالی که در باغ «بوپیپ» بازی می‌کردند، خندیدند.

he peeked around the corner like a bopeep.

او مثل یک «بوپیپ» از پشت گوشه نگاه کرد.

let's play a game of bopeep during the picnic.

بیایید در طول پیک‌نیک یک بازی «بوپیپ» انجام دهیم.

the dog loves to play bopeep with the kids.

سگ عاشق بازی کردن «بوپیپ» با بچه‌ها است.

she always wins at bopeep because she's so good at hiding.

او همیشه در بازی «بوپیپ» برنده می‌شود، زیرا در مخفی کردن خیلی خوب است.

they played bopeep until it got dark outside.

آنها تا زمانی که هوا بیرون تاریک شد، «بوپیپ» بازی کردند.

my favorite childhood memory is playing bopeep with friends.

بهترین خاطره دوران کودکی من بازی کردن «بوپیپ» با دوستان است.

the kids were having fun playing bopeep in the backyard.

بچه‌ها در حال خوش گذرانی در حیاط پشتی در حالی که «بوپیپ» بازی می‌کردند، بودند.

he always tries to find the best hiding spot in bopeep.

او همیشه سعی می‌کند بهترین مکان مخفی در بازی «بوپیپ» را پیدا کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید