bors

[ایالات متحده]/bɔːrz/
[بریتانیا]/borz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سر بوریس (یکی از شوالیه‌های میز گرد، برادرزاده‌ی سر لنسلوت)؛ سر بوریس (یک شوالیه از افسانه‌های آرتوری، برادرزاده‌ی سر لنسلوت)

عبارات و ترکیب‌ها

borscht weather

آب و هوای بورشت

bors to eat

بورشت بخور

bors and noodles

بورشت و رشته

bors for lunch

بورشت برای ناهار

bors with rice

بورشت با برنج

bors soup

سوپ بورشت

make bors

بورشت درست کن

try bors

بورشت را امتحان کن

جملات نمونه

he decided to take the bors to the park.

او تصمیم گرفت بورز را به پارک ببرد.

she bought some bors for her petting zoo.

او مقداری بور برای حیاط حیوانات خانگی اش خرید.

the bors were playing happily in the yard.

بورها با خوشحالی در حیاط بازی می کردند.

they raised bors on their farm.

آنها بورها را در مزرعه خود پرورش دادند.

feeding the bors is a fun activity.

تغذیه بورها یک فعالیت سرگرم کننده است.

we saw some cute bors at the fair.

ما چند بور دوست داشتنی در نمایشگاه دیدیم.

her favorite animal is the bors.

حیوان مورد علاقه او بورها است.

they are training the bors for a show.

آنها در حال آموزش بورها برای نمایش هستند.

the bors love to roll in the mud.

بورها دوست دارند در گل بچرخد.

we need to build a shelter for the bors.

ما به ساختن یک پناهگاه برای بورها نیاز داریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید