tangle

[ایالات متحده]/ˈtæŋɡl/
[بریتانیا]/ˈtæŋɡl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک توده نامنظم، بی نظمی
vt. & vi. به هم پیچیده شدن، نامنظم کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

tangled hair

موهای درهم‌ریخته

tangle of wires

به هم ریختگی سیم‌ها

tangled mess

آشفتگی درهم‌ریخته

untangle the situation

وضعیت را از هم باز کند

tangled web

شبکه درهم‌ریخته

tangle with

درگیری با

جملات نمونه

a tangle with sb.

درگیری با کسی

an inextricable tangle of threads.

یک گره غیرقابل گشودن از رشته‌ها.

a tangle of golden hair.

یک گره از موهای طلایی

a dense tangle of spinney

یک تله متراکم از چرخند

tangled with the law.

درگیر قانون

to free tangled ropes

آزاد کردن طناب‌های درهم‌ریخته

a tangled mass of hair

توده درهم‌ریخته مو

Your hair looks a bit tangled.

موهای شما کمی درهم‌ریخته به نظر می‌رسد.

The legal tangle was never really unravelled.

پیچیدگی قانونی هرگز واقعاً گشوده نشد.

he found the snake pretzeled into a tangle of knots.

او مار را به شکل گره‌خورده و درهم‌ریخته پیدا کرد.

they usually come a cropper when they tangle with the heavy mobs.

آنها معمولاً وقتی با گروه‌های بزرگ درگیر شوند، دچار مشکل می‌شوند.

tangled by his own duplicity;

گم‌شده در پیچیدگی‌های ناشی از دورنگی خود؛

The wind tangled her hair.

باد موهای او را درهم‌ریخت.

A movement caught his eye in the tangled undergrowth.

حرکتی توجه او را در لابه‌لای بوته‌های درهم‌ریخته جلب کرد.

her blonde hair was a mass of tangled curls.

موهای بلوندش توده‌ای از فرهای درهم‌ریخته بود.

what a tangled web we weave when we first practise to deceive.

چه شبکه‌ای در می‌بافیم وقتی اول از همه به فریب متوسل می‌شویم.

sleep ravelled out the tangles of his mind.

خواب گره‌های ذهن او را باز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید