bosie

[ایالات متحده]/ˈbɒzi/
[بریتانیا]/ˈboʊzi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی گوگلی (یک نوع پرتاب در کریکت).; یک اصطلاح عامیانه استرالیایی برای گوگلی.
Word Forms
جمعbosies

عبارات و ترکیب‌ها

bosie business

کسب و کارهای بوسیه

get into bosies

وارد شدن به بوسیه ها

bosie affairs

مسائل بوسیه

bosie dealings

معاملات بوسیه

bosie connections

ارتباطات بوسیه

جملات نمونه

she loves to give her dog a bosie after a long walk.

او عاشق این است که بعد از یک پیاده‌روی طولانی، به سگش بوسه بدهد.

he always feels better after a bosie from his partner.

او همیشه بعد از گرفتن بوسه از شریکش احساس بهتری دارد.

it's nice to share a bosie with a friend during tough times.

در زمان‌های سخت، به اشتراک گذاشتن یک بوسه با یک دوست عالی است.

the children ran to their mother for a bosie after the scary movie.

بچه‌ها بعد از فیلم ترسناک برای گرفتن بوسه به سمت مادرشان دویدند.

a bosie can make anyone feel loved and appreciated.

یک بوسه می‌تواند باعث شود هر کسی احساس دوست داشته شدن و قدردانی کند.

after a long day at work, he craved a bosie from his loved one.

بعد از یک روز طولانی در محل کار، او دلش برای گرفتن بوسه از عشقش هوس کرد.

she gave her cat a gentle bosie while watching tv.

او در حالی که تلویزیون تماشا می‌کرد، به گربه‌اش یک بوسه ملایم داد.

a warm bosie can brighten up a gloomy day.

یک بوسه گرم می‌تواند یک روز دلگیر را روشن کند.

they exchanged a bosie before saying goodbye.

آنها قبل از خداحافظی یک بوسه با هم رد و بدل کردند.

nothing feels better than a bosie from a loved one.

هیچ چیز بهتر از گرفتن بوسه از یک فرد مورد علاقه احساس نمی‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید