bougies

[ایالات متحده]/[ˈbuːdʒiːz]/
[بریتانیا]/[ˈbuːdʒiːz]/

ترجمه

n. یک فرد از نژاد یا شخصیت متوسطه؛ یک خودخواه؛ متوسطه.
adj. مربوط به یا ویژگی متوسطه.

جملات نمونه

she bought bougies to decorate the dining table for thanksgiving.

او شمع‌های جشن قدردانی را برای تزئین میز غذا خوری خرید.

the store had a wide selection of scented bougies in various colors.

مغازه یک انتخاب گسترده از شمع‌های عطردار با رنگ‌های مختلف داشت.

we lit bougies to create a cozy atmosphere in the living room.

ما شمع‌ها را روشن کردیم تا یک فضای دوستانه در اتاق نشیمن ایجاد کنیم.

she prefers bougies with a long burn time for evening relaxation.

او شمع‌هایی را که مدت سوزی طولانی دارند برای آرامش عصری ترجیح می‌دهد.

the bougies added a touch of elegance to the wedding reception.

شمع‌ها یک لمس از زیبایی به جشن ازدواج اضافه کرد.

he placed bougies around the bathtub for a romantic spa experience.

او شمع‌ها را در اطراف حمام قرار داد تا تجربه سالن گرمایشی عاشقانه ایجاد شود.

the flickering bougies cast a warm glow on the christmas tree.

شمع‌های لرزش‌دار یک نور گرم روی درخت عید غدیر ایجاد کردند.

she collected bougies with unique holders and decorative designs.

او شمع‌هایی را جمع‌آوری کرد که دارای حامل‌های منحصر به فرد و طراحی‌های زیبایی‌شناختی هستند.

the bougies’ subtle fragrance filled the entire room.

عطر ریز شمع‌ها تمام اتاق را پر کرد.

they used bougies to mark the path to the outdoor seating area.

آن‌ها از شمع‌ها برای نشان دادن مسیر به منطقه نشیمن بیرونی استفاده کردند.

she carefully arranged the bougies on the mantlepiece.

او به دقت شمع‌ها را روی قوس دیوان قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید