| جمع | boxcars |
boxcar train
قطار واگن باری
boxcar doors
درهای واگن باری
boxcar size
اندازه واگن باری
old boxcar
واگن باری قدیمی
metal boxcar
واگن باری فلزی
boxcar wheels
چرخهای واگن باری
empty boxcar
واگن باری خالی
boxcar rail
ریل واگن باری
load boxcar
بارگیری واگن باری
boxcar brake
ترمز واگن باری
the boxcar was filled with fresh produce for the market.
گاری مسافربری با محصولات تازه برای بازار پر شده بود.
he climbed into the boxcar to escape the rain.
او برای فرار از باران به داخل گاری مسافربری رفت.
the children played near the old boxcar in the yard.
کودکان در حیاط بازیگوشی در کنار گاری مسافربری قدیمی انجام میدادند.
they painted the boxcar in bright colors for the festival.
آنها گاری مسافربری را برای جشنواره با رنگهای روشن نقاشی کردند.
the boxcar rattled as the train picked up speed.
با افزایش سرعت قطار، گاری مسافربری به صدا درآمد.
he found a boxcar to sleep in during his travels.
او در طول سفر خود یک گاری مسافربری برای خوابیدن پیدا کرد.
the boxcar served as a temporary shelter for the homeless.
گاری مسافربری به عنوان یک سرپناه موقت برای افراد بیخانمان عمل میکرد.
they discovered a hidden treasure inside the old boxcar.
آنها یک گنج پنهان را در داخل گاری مسافربری قدیمی کشف کردند.
the boxcar was used for transporting goods across the country.
از گاری مسافربری برای حمل کالا در سراسر کشور استفاده میشد.
she took a photograph of the rusty boxcar at the train yard.
او از گاری مسافربری زنگزده در محوطه قطار عکس گرفت.
boxcar train
قطار واگن باری
boxcar doors
درهای واگن باری
boxcar size
اندازه واگن باری
old boxcar
واگن باری قدیمی
metal boxcar
واگن باری فلزی
boxcar wheels
چرخهای واگن باری
empty boxcar
واگن باری خالی
boxcar rail
ریل واگن باری
load boxcar
بارگیری واگن باری
boxcar brake
ترمز واگن باری
the boxcar was filled with fresh produce for the market.
گاری مسافربری با محصولات تازه برای بازار پر شده بود.
he climbed into the boxcar to escape the rain.
او برای فرار از باران به داخل گاری مسافربری رفت.
the children played near the old boxcar in the yard.
کودکان در حیاط بازیگوشی در کنار گاری مسافربری قدیمی انجام میدادند.
they painted the boxcar in bright colors for the festival.
آنها گاری مسافربری را برای جشنواره با رنگهای روشن نقاشی کردند.
the boxcar rattled as the train picked up speed.
با افزایش سرعت قطار، گاری مسافربری به صدا درآمد.
he found a boxcar to sleep in during his travels.
او در طول سفر خود یک گاری مسافربری برای خوابیدن پیدا کرد.
the boxcar served as a temporary shelter for the homeless.
گاری مسافربری به عنوان یک سرپناه موقت برای افراد بیخانمان عمل میکرد.
they discovered a hidden treasure inside the old boxcar.
آنها یک گنج پنهان را در داخل گاری مسافربری قدیمی کشف کردند.
the boxcar was used for transporting goods across the country.
از گاری مسافربری برای حمل کالا در سراسر کشور استفاده میشد.
she took a photograph of the rusty boxcar at the train yard.
او از گاری مسافربری زنگزده در محوطه قطار عکس گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید