boycotted

[ایالات متحده]/bɔɪkɒtɪd/
[بریتانیا]/ˈbɔɪkətid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v به معنای امتناع از داشتن ارتباط با (یک شخص، کشور، سازمان و غیره) به عنوان یک شکل از اعتراض؛ زمان گذشته و گذشته participle از boycott.

عبارات و ترکیب‌ها

boycotted event

رویداد تحریم شده

boycotted goods

کالا‌های تحریم شده

boycotted movie

فیلم تحریم شده

boycotted store

فروشگاه تحریم شده

boycotted artist

هنرمند تحریم شده

boycott the game

تحریم بازی

boycotted product

محصول تحریم شده

boycotted company

شرکت تحریم شده

called boycott

تحریم نامیده شده

جملات نمونه

the students boycotted the school lunch due to poor quality.

دانشجویان به دلیل کیفیت پایین، غذای مدرسه را تحریم کردند.

many activists boycotted the event to raise awareness.

فعالان بسیاری برای افزایش آگاهی، این رویداد را تحریم کردند.

they boycotted the product after discovering unethical practices.

آنها پس از کشف شیوه‌های غیراخلاقی، محصول را تحریم کردند.

the community boycotted the local store for its unfair treatment.

جامعه محلی به دلیل رفتار ناعادلانه، مغازه محلی را تحریم کرد.

employees boycotted the company's decision to cut benefits.

کارمندان تصمیم شرکت برای کاهش مزایا را تحریم کردند.

consumers boycotted the brand after the scandal.

مصرف‌کنندگان پس از رسوایی، برند را تحریم کردند.

the organization called for a boycott, and many participated.

سازمان خواستار تحریم شد و بسیاری در آن شرکت کردند.

they boycotted the election due to lack of transparency.

آنها به دلیل فقدان شفافیت، انتخابات را تحریم کردند.

several countries boycotted the international conference.

چند کشور کنفرانس بین‌المللی را تحریم کردند.

the film was boycotted for its controversial themes.

فیلم به دلیل مضامین بحث‌برانگیز آن تحریم شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید