boyo

[ایالات متحده]/'bɒɪəʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بویو
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریboyoing
جمعboyos

عبارات و ترکیب‌ها

hey boyo

هی پسر

جملات نمونه

Hey boyo, what's the plan for tonight?

هی پسر، برنامه امشب چیه؟

He's a good boyo, always there to help.

اون پسر خوبه، همیشه حاضرِ کمک کنه.

I'll catch you later, boyo.

بعداً باهات خداحافظی می‌کنم، پسر.

That boyo is full of energy.

اون پسر پر از انرژیه.

She's a tough boyo, never backs down from a challenge.

اون دختره خیلی باهوشه، هیچ‌وقت از یه چالش عقب‌نشینی نمی‌کنه.

Let's go, boyo, time to hit the gym.

بریم، پسر، وقتشه بریم باشگاه.

Don't worry, boyo, I've got your back.

نگران نباش، پسر، پشتت هستم.

He's a clever boyo, always coming up with new ideas.

اون پسر باهوشه، همیشه ایده‌های جدیدی داره.

She's a friendly boyo, easy to get along with.

اون دختِ با نمدینه، راحت میشه باهاش کنار اومد.

Hey boyo, want to grab some food together?

هی پسر، می‌خوایم با هم یه چیزی بخوریم؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید